X
تبلیغات
اخلاق کاربردی " حرفه ای " - اخبار و رویدادهای مرتبط
عوامل اخلاقی مؤثر در کاهش تصادفات

رفتارشناسان و کارشناسان حوزه فلسفه اخلاق در گفتگو با خبرنگار مهر بر رعایت اخلاق شهروندی تأکید و عوامل اخلاقی مؤثر در کاهش ترافیک و تصادفات را تبیین کردند .

فتحی: رانندگان بیرون ماشین خوش‌اخلاق‌تر هستند

دکتر حسن فتحی، محقق و پژوهشگر حوزه فلسفه اخلاق در مورد اینکه رعایت نکات اخلاق شهروندی از سوی رانندگان تا چه حد و به چه شکل در کاهش تصادفات و ترافیک شهری مؤثر است گفت: صد درصد تأثیر مثبت دارد، یک بار از مسئولین راهنمایی و رانندگی شنیدم که ما بیرون ماشین خیلی خوش اخلاق‌تر از زمانی هستیم که درون ماشین می‎نشینیم. بطور قطع مراعات حقوق همدیگر تأثیر مثبت فراوان در حل این مشکل دارد.

استاد فلسفه دانشگاه تبریز تصریح کرد: رانندگان و عابرین پیاده و رعایت اخلاق و حقوق شهروندی از جانب آنها تنها بخشی از این قضیه است درحالیکه بخش دیگر مربوط به زیرساختهای فیزیکی و قانونی و آنچه که در آمد و شدهای شهری جاری  و موثر هستند می‏باشد. اما مراعات اخلاق شهروندی در پایبندی به مقررات راهنمایی و رانندگی تا حد زیادی از این آسیبها می‎کاهد.

حسین باهر:عوامل اخلاقی در ساماندهی ترافیک مؤثر هستند
 
حسین باهر نیز در این مورد گفت: توجه کردن به قوانین و آیین نامه‎های راهنمایی و رانندگی و وجود قوانین و آیین نامه‎های مناسب و متناسب به درون شهری و نظارت عالیه مأموران راهنمایی و رانندگی از جمله عوامل مؤثر در کاهش تصادفات است .
 
استاد بازنشسته جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی جریمه‎های مؤثر و ازهمه مهمتر داشتن جاده‎ها و خیابانهای متناسب با وسایل حمل و نقل عمومی و شخصی که از سوی کارخانجات تولید خودرو در صحن شهر گسترش یافته اند را نیز در این حوزه مؤثر دانست .

احد قراملکی:اخلاق در بهبود زندگی اجتماعی نقش مؤثری دارد

 
احد فرامرزقراملکی در مورد نقش رعایت حقوق شهروندی در کاهش تصادفات منجر به فوت و جلوگیری از ترافیک سنگین شهری نیز عنوان کرد: واقعیت این است که نه تنها در جای جای زندگی شهری جای اخلاق را خالی می‏بینم بلکه در مواردی با نوعی بحران اخلاق نیز مواجه هستیم. اگر اخلاق را بنوعی رعایت حقوق همدیگر تعریف کنیم آنوقت خواهیم دید که اولا جای اخلاق در بسیاری از مناسبات اجتماعی خالی است ثانیا این نبود اخلاق منجر به بروز هزینه‏های بسیار گزاف برای شهروندان می‏شود.

وی تأکید کرد: اخلاق شهروندی فقط اخلاق شهروندان نیست این اشتباه را باید بزداییم و به سازمانهایی که در شهرها فعالیت دارند یاد بدهیم که سازمانها هم شهروند هستند. شهروند فقط به افراد و اشخاص حقیقی خلاصه نمی‎شود بلکه مؤسسات و سازمانهایی که در شهر زندگی می‎کنند هم به عنوان مؤسسات حقوقی شهروند محسوب می‎شوند و مسئولیت پذیری اینها بسیار مهمتر از مسئولیت پذیری اشخاص حقیقی است.


محمدعلی مقیسه : اخلاق وجهه الهی هر انسانی است.

دکتر محمدعلی مقیسه پژوهشگر و موسس بنیاد توسعه اخلاق می گوید: اخلاق با هویت انسانی و روح الهی انسان عجین و همزاد است.و اگر خلاف اخلاقی در ما صورت می گیرد متاسفانه باید دوری از هویت الهی وغفلت از اصلمان تعبیر کنیم.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و هنر در ادامه گفت: کاربرد اخلاق در همه جا هست و باید باشد. واگر نیست باید علت مفقوده را کشف کنیم و بدنبال علاج این مرض فراگیر و واگیردار باشیم .

وی اظهار داشت: هرچه نقش آفرینی و تنوع اطلاعات و ارتباطات مان رشد می کند باید جنبه های اخلاقی خود را هم در همه احوال تقویت کنیم. واگر این روند تقویت شود دیگر نه ترس و عصبانیتی از نابرابریها و برخورد همنوعان دیده می شود نه خلاف و بداخلاقی!

مقیسه در پایان گفت: آنچه گفته شد به معنی یک خیال و یا رویای غیرقابل دسترس نیست و البته که نباید آزمونهای الهی وسختی ها و ازهمه مهمتر مکر و کید شیاطین نهفته در وجود انسان و شیاطین محیطی را نادیده گرفت. بلکه بهتر است بگوییم در همین شرایط آزمون و سختی هاست که برای رعایت و انجام فضائل اخلاقی پاداش مقررشده و ارتکاب خلاف اخلاق و دروی از آن هویت الهی وخلاف امانت کردن،  موجب عقوبت وعذاب است.


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع تعاریف و دسته بندي مسائل اخلاقي | لینک ثابت

هفته اخلاق کاربردی ؛ازبيستم تا بيست و هفتم فروردين 1390

اخلاق کاربردی؛ مفاهیم و کاربردها مطالعات و پژوهش های اخلاقی:

پژوهشگاه فرهنگ و هنر با همکاری دانانیوز، با تجميع سه واقعه وهمزمان با سالگرد عروج خونین:1) هنرمند شهید مرتضي آويني(20فروردين)- 2) فرمانده شهید سرلشكر صياد شيرازي(21فروردين)و 3) روحانی وقاضی شهید موسي الرضا مقيسه (27فروردين)، با حمايت و همكاري برخی سازمان هاي فرهنگی و علمی کشور برای سومین سال پیاپی «هفته اخلاق كاربردي»را ازبيستم تا بيست و هفتم فروردين 1390برگزار مي کند.
اخلاق کاربردی؛ مفاهیم و کاربردها مطالعات و پژوهش های اخلاقی، از دیرباز مورد توجه محققان و پژوهشگران رشته های مختلف علمی، به خصوص فلاسفه بوده است تا کنون در این زمینه آثار فراوان و ارزشمندی از ناحیه متفکران حوزه اخلاق، با رویکردها و نگرش های متفاوت، به رشته تحریر درآمده است. از یک نظر می توان مطالعات و پژوهش های فلسفی انجام گرفته در این باره را به سه بخش عمده «مباحث فرا اخلاقی»، «مباحث هنجاری» و «مباحث کاربردی» تقسیم کرد. در این صورت می توان اخلاق را نیز متناسب با این سه دسته مباحث، به سه نوع تقسیم کرد: 1. فرا اخلاق: این نوع اخلاق، تنها به تحلیل و پژوهش فلسفی از ماهیت گزاره ها، مفاهیم و احکام اخلاقی می پردازد و به درستی و نادرستی این گزاره ها کاری ندارد. در این بخش، سؤالات منطقی، معرفت شناختی و معناشناختی اخلاق مورد تحقیق و پژوهش قرار می گیرند؛ پرسش هایی از قبیل اینکه «معنای خوب و بد اخلاقی چیست؟»؛ «راه اثبات یا توجیه احکام و گزاره های اخلاقی چگونه است؟»؛ «آیا اخلاق جعلی است یا کشفی است؟» و به بیان کوتاه تر، دو مبحث «معنا» و «توجیه» عمده مسایل فرا اخلاق را تشکیل می دهند. چنان که مشاهده شد، این حوزه از تفکر اخلاقی، به مسایل تجربی و تاریخی که در حیطه فعالیت های انسان شناسان، تا تاریخ دانان و جامعه شناسان است، نمی پردازد. همچنین به دنبال پاسخ از پرسش هایی نظیر اینکه کار خوب و ارزشمند چه کاری است و چه چیزی وظیفه یا الزام اخلاقی است نیز بر نمی آید؛ مثلا اینکه «قتل از روی ترحم، از نظر اخلاقی چه حکمی دارد؟» یا اینکه «حکم اخلاقی شبیه سازی انسانی چیست؟» در فرا اخلاق مورد بحث قرار نمی گیرد. 2. اخلاق هنجاری: این شاخه از فلسفه اخلاق، به دنبال شناسایی و تبیین اساسی ترین مبانی و معیارهای درستی و نادرستی، و خوبی و بدی در احکام اخلاقی است. این اخلاق اغلب با اصطلاحاتی کلی و نظریه هایی عام، نظیر لذت گروی، سودگروی، جامعه گروی و نظریه امرالهی، به بیان ملاک درستی و نادرستی افعال می پردازد. بررسی معیار و ملاک اخلاقی مسایلی چون «عدالت خوب است»؛ «آنچه برای خود می پسندی، برای دیگران نیز بپسند»، «باید به دنبال انجام کاری بود که بیشترین سود را برای بیشترین افراد در پی داشته باشد» و از این دست احکام کلی، مربوط به معیار فعل اخلاقی از وظایف اصلی اخلاق هنجاری است. در حقیقت، کار اصلی اخلاق هنجاری این است که طرحی کلی از معیارهای عمومی الزام و ارزش ارائه کند. 3. اخلاق کاربردی: امروزه فلاسفه اخلاق، در صدد برآمده اند تا بیشتر به مسایل و اموری بپردازند که کانوان بحران ها و معضلات عملی اخلاق را نشانه رفته باشد. اصول و قواعدی نظیر عدالت ورزیدن، دروغ نگفتن، به حق حیات دیگران احترام گذاشتن، آسیب نرساندن به دیگران و... که مورد قبول عموم نظریه های هنجاری اند و در اصل اخلاقی بودن آنها اختلاف چندانی مشاهده نمی شود و فاعل اخلاقی در کاربرد آنها نیز در بسیاری موارد، با پیچیدگی و دشواری خاصی مواجه نمی شود؛ اما شناسایی و تشخیص رفتار درست از نادرست، در بسیاری حوزه های عملی ـ خصوصا با پیشرفتی که فن آوری داشته و تصمیم گیری های اخلاقی دشواری را در حوزه هایی بکر فراروی فیلسوفان اخلاق قرار داده است ـ پیچیدگی ها و ظرافت هایی دارد که در این باره معضلاتی اخلاقی را پدید آورده است. همین مسئله، توجه فیلسوفان اخلاق را به رشته ای به نام اخلاق کاربردی جلب کرده است. اخلاق کاربردی درباره مسایلی نظیر محیط زیست، سقط جنین، قتل ترحمی، شبیه سازی، معضلات اخلاقی مدیریت، شهروندی، مهاجرت، حقوق حیوانات، نژاد پرستی، تبعیض جنسی، خشونت و جنگ و... به بحث می پردازد. آن گاه که فیلسوفان به جای تعیین درستی و نادرستی امور، در کلی ترین حالت ها، به دنبال تشخیص رفتارها و عملکردهای اخلاقی، درست در این گونه موارد و حیطه های خاص باشند، درگیر اخلاق کاربردی شده اند. بنابراین، اخلاق کاربردی، به دنبال دست یافتن به قواعدی خاص تر از قواعد عام اخلاقی است که در شرایط ویژه و موضوعات و موارد مشخص تر و جزیی تر کارایی داشته باشد؛ هر چند که به نظریه های عام مطرح در اخلاق هنجاری نیز بی توجه نیست. از این نظر، امروزه در حوزه تفکر اخلاقی، به این دسته مباحث به عنوان بخشی مستقل از اخلاق که از دامنه ای بسیار گسترده برخوردار است، نظر می شود. برخی ویژگی های اخلاق کاربردی عبارت است از: 1. توجه بیشتر به زمینه ها و جزئیات. 2. تکیه بر معضلات کاربردی مسایل و کانون بحران های اخلاقی. 3. برخورداری از روشی، نه کاملاً قیاسی و نه کاملاً استقرایی، بلکه شیوه ای که به استعاره از جان راولز، آن را «موازنه متفکرانه» می خوانند. 4. توجه مستقیم به موضوعات عملی و کاربردی در اخلاق. 5. بررسی مسایل جدید اخلاقی که در نتیجه پیشرفت تکنولوژی و علم مطرح شده است. 6. پی جویی راه حل های عملی در مورد تعارضات اخلاقی و تلاش برای ارائه پاسخ های جدید به برخی مسایل چالش خیز قدیمی. 7. تلاش برای نهادینه کردن اخلاق میان گروه ها و جوامع مختلف. گفتنی است، اخلاق کاربردی شامل اخلاق حرفه ای هم می شود؛ اخلاق حرفه ای به بررسی چالش های اخلاقی ای که توسط شاغلین حرفه ها، نظیر پزشکان، پرستاران، وکلا، کارگران و... تجربه می شوند، می پردازد و به دنبال مطالعه و فهم مبانی ارزش ها و الزامات حرفه ای است. معرفی یک کتاب در ادامه، برای آشنایی بیشتر با برخی از جدیدترین بحث ها در اخلاق کاربردی، گزارشی از کتاب مباحثات جاری در اخلاق کاربردی، نوشته آندرو آی. کوهن و کریستوفر هیث ولمن. که در سال 2005 انتشار یافته، تقدیم می شود. کتاب «مباحث جاری در اخلاق کابردی»، 11 بخش دارد که در هر بخش، دو مقاله در مقابل هم نگاشته شده است. اینها مقالاتی تازه سفارش شده، به قلم برخی نظریه پردازان برجسته معاصر در این رشته است. فیلسوفان، نظریه پردازان اجتماعی و دانشمندان حقوق، بر سر موضوعاتی ماندگار و ارزش های ویژه معاصری، مانند سقط جنین، تبعیض مثبت، حیوانات، اعدام، شبیه سازی، قتل ترحمی، مهاجرت، پورنوگرافی (هرزه نگاری)، زندگی خصوصی در جامعه مدنی، ارزش های طبیعت و گرسنگی جهانی، در تقابل با یکدیگر قرار گرفته اند. نویسندگان مقالات مذکور، از پیشرفت های تازه در اخلاق و نظریه سیاسی، اقتصاد، علم و سیاست عمومی بهره جسته اند. مقالات آنها با بیانی ساده و قلمی روان نگاشته شده تا برای دانش آموزان مقدماتی قابل فهم باشد؛ اما در عین حال، استدلال های قاطع و موشکافانه ای را مطرح کرده اند که دقت دانشمندانی را که با این موضوعات مهم سر و کار دارند، طلب می کند. پاتریک لی و روبرت پی. جورج ادعا می کنند که سقط جنین، غالبا به قتل ناصواب یک انسان منجر می شود. آنان در مقاله «خطای سقط جنین» اظهار می دارند که جنین، موجودی متمایز و اخلاقا مهم است که ذاتا برای تبدیل به انسانی مستقل و کامل، طراحی شده است؛ البته اگر به واسطه مرض یا رفتار خشونت آمیزی متوقف نشود. جنین، همان موجودیت یک انسان را داراست و تنها تفاوت آن این است که در سطح کاملاً بدوی از رشد به سر می برد. نویسندگان این مقاله، از چگونگی جوهر جسمانی زندگی ما، و نیز چگونگی رشد جسمانی ما پیش از تولد بحث می کنند. ما در لحظه وقوع حاملگی (لحظه ای که در رحم مادر قرار می گیریم)، شأنیت اخلاقی می یابیم؛ هر یک از ما در آن لحظه به موجودی تبدیل می شود که از استعداد تجربه و رشد عملیات ذهنی بالاتر برخوردار است. چنین استعدادی در اجزای صرف بدن آدمی یا در میان حیوانات غیر انسانی یافت نمی شود. انسانها بدان دلیل که گونه خاصی از وجودند، از حقوق برخوردارند؛ اما منزلت اخلاقی آنان تابعی از قلمروی نیست که در آن صفات ویژه ای از خود بروز می دهند. لی و جورج، استدلالی را تحت عنوان «استدلال حقوق جسمی» بررسی می کنند که معتقد است زنان ملزم به این نیستند که جسم خود را در معرض حمل جنین قرار دهند؛ اما با این بیان که روابط غیر توافقی، گاه مسئولیت های اخلاقی به بار می آورد، این استدلال را رد می کنند. جز در مواردی که زندگی مادر در خطر است، هنگامی که سختی به نهایت رساندن حمل یک جنین، بسیار کمتر از صدمه ای باشد که بر کشتن جنین مترتب می شود، مادر باید ایثار کرده، دوران حمل را به پایان برساند. مارگارت اولیفیا لیتل، از سقط جنین به عنوان کاری که اغلب به لحاظ اخلاقی مجاز است، دفاع می کند؛ اما نه به این دلیل که جنین های رو به رشد، از نظر اخلاقی، توده های بی اثری از سلول ها هستند. وی در مقاله «جواز اخلاقی سقط جنین»، از این بحث می کند که در اخلاق و ادله اخلاقی نباید به پذیرش دیدگاه هایی متافیزیکی مجبور شویم که مقولات تبیینی را تنها در بیان های ثابت و لایتغیر لحاظ می کنند، بلکه می توانیم از دیدگاه متافیزیکی متنوع تری بهره مند شویم که کیفیت های اسکالر و تحول جاری را به عنوان کلیدی برای رسیدن به تصویری مناسب از جهان به رسمیت می شناسد. لیتل متذکر می شود که استدلال هایی که شأنیت اخلاقی را صرف استعداد جنینی می کنند، عمدتا گمراه کننده هستند. باید بپذیریم که چنین استعدادهایی جدا به این وابسته است که عده ای از زنان، آن را اختیار کنند. لیتل معتقد است که جنین ها از نظر اخلاقی بی اثر نیستند؛ موقعیت روبه رشد آنها، شأنیت رو به رشد اخلاقی را در آنها سبب می شود. با این حال، به نظر او، گاهی می توان زنان را در ابتدای بارداری، در انصراف از خاصیت و تحمل موجود زنده رو به رشدی که هنوز موجودیت آن شکل نگرفته، مجاز دانست و در نتیجه سقط جنین را در مورد آنان تجویز کرد. این نکته بخشی از استدلال بر این است که چرا برخی موارد سقط جنین، ناقض هیچ حقی نیست. سپس لیتل، بازسازی بحث سقط جنین را در قالب یکی از بحث های اخلاق حاملگی طرح می کند. موضوعات حاملگی و مادر شدن، پروژه های بسیار مهمی هستند که لوازم اخلاقی ژرفی را در پی دارند. این موضوعات، علاوه بر پرداختن به ریسک ها و سختی های عمده، توجه به بازسازی هایی را در هویت رفتاری فرد نیز شامل می شود. به منظور حفظ خصوصیتی که برای هویت و معناداری شخصی ضروری است. لیتل معتقد است، حاملگی و مادری باید از حقوق اخلاقی مهمی دانسته شود که در انحصار فرد هستند. کاهشی که در ارزش فرزند و مادری، به دلیل به رسمیت شناختن چنین حقی پدید می آید، بیش از کاهشی نیست که در ارزش ازدواج و خانواده، در اثر به رسمیت شناختن حق انحصاری نسبت به مسایل جنسی پدید می آید. در عین حال، حتی با داشتن اختیار (حق انحصاری) اخلاقی در پایان دادن به حاملگی، ممکن است ادله اخلاقی محکمی بر منع از سقط جنین، در موقعیت های ویژه وجود داشته باشد. لیتل در پایان به موضوعاتی درباره اخلاق آفرینش و پدید آوردن و ارتباط آنها با موضوع اخلاق حاملگی می پردازد. آلبرت موسلی، در مقاله «دفاعی از تبعیض مثبت»، از برنامه هایی دفاع می کند که نژاد را به عنوان ابزاری برای ارتقای قدرت اقلیت ها، در حداکثر بهره برداری از فرصت های شغلی، تحصیلی و سرمایه گذاری تلقی می کنند. او در مقابل، به رد استدلال هایی چند می پردازد که در صدد نقد برنامه های تبعیض مثبت هستند: اقلیت های نژادی به واسطه سهم ناخواسته ای که در بی عدالتی های نژادی دارند، چیزی طلبکار نیستند. تست های آی کیو و استعداد نشان می دهد که این اقلیت ها از میانگین استعداد کمتری برخوردارند. نژاد، مفهومی ساختگی است و برنامه های نژاد محور، نوعی تبعیض معکوس هستند که در قانون اساسی منع شده است. موسلی معتقد است که اقداماتی که به منظور رشد تمایز نژادی انجام می شود، به عنوان گام هایی در جهت انهدام هنجارهای مستحکم ناعادلانه، و ایجاد توزیع عادلانه تر کالاها و خدمات در جوامع محروم، به لحاظ اخلاقی مثبت ارزیابی می شوند. مخالفت عمده سلیاولف ـ دیواین، با موسلی درباره امتیازات برنامه های تبعیض مثبت ترجیحی است. این برنامه ها برای متقاضیانی، تنها به دلیل اینکه اعضای گروه هایی بوده اند که به لحاظ تاریخی نادیده گرفته می شده اند، حق انحصاری قایل می شوند. ولف دیواین در مقاله «برنامه های ترجیحی آفت می گیرند»، چند استدلال کلیدی بر این برنامه ها را مطرح کرده، از نارسایی آنها پرده بر می دارد. برنامه های تبعیض مثبت ترجیحی، باید برای بی عدالتی های گذشته، جبرانی بیندیشند؛ اما خانم ولف دیواین معتقد است که این برنامه ها اغلب ناصواب بوده و به ندرت هدفمند هستند. وی هم چنین بر ضد برنامه هایی که نمایندگی تمامی گروه ها را در همه دعاوی طرح ریزی می کنند، هشدار می دهد، چرا که به گفته او، باید تفاوت های فرهنگی مهمی (فارغ از نتایج پریشانی های گذشته) وجود داشته باشد تا توضیح دهد که چرا گروه های قومی و نژادی خاص، دچار احوال ویژه ای شده اند. دفاعیه های اصلاحی از تبعیض مثبت ترجیحی، نسبت به جلب نظر تمایلات جاری امیدوار است؛ اما ولف دیواین بر آن است که ما باید نسبت به تعمیم تمایلات یافت شده در یک موقعیت، به موقعیت های دیگر نگران باشیم. ولف دیواین در پایان، دفاعیه های پیشتاز گوناگون از تبعیض مثبت ترجیحی را مورد توجه قرار می دهد؛ ولی از برخی نتایج ناخواسته آنها نگران است؛ نتایجی چون پرورش فشارهای سرسختانه برای موافقت گروه با برخی وارثان این برنامه ها، به وجود آمدن طبقه و نژاد آشفته تر در نتیجه برنامه های اصلاحی اجتماعی، رشد آهنگ ترک تحصیل در میان دانشجویان سیاه پوست، تداوم کلیشه های منفی نژادی. ولف دیواین در پایان ادعا می کند که برنامه های ترجیحی منافقانه هستند، زیرا اینها برنامه هایی مجموع صفری (به صورت بده و بستان) هستند. او با تأیید شواهدی تازه بر فروپاشی طبقه بندی های نژادی، از برنامه های اجتماعی که به جای نژاد، قدرت را هدف گرفته اند، دفاع می کند. تام رگان در مقاله «قفس های خالی؛ تشریح جانوران زنده و حقوق حیوانات»، بر ضد تحقیق بر روی حیوانات ـ چه برای آموزش و مطالعات پزشکی و چه برای آزمایش تولید ـ استدلال می کند. وی یادآور می شود که بسیاری بهره برداری هایی که از حیوانات می شود، اگر بی جهت نباشد، غیر ضروری است. رگان مدعی است که حتی در مواردی که بهره برداری از حیوانات، حیاتی به نظر می رسد نیز، معمولاً یک اصل مهم اخلاقی یا حقوق اخلاقی، ما را از بهره کشی از حیوانات برای رسیدن به منافع خود باز می دارد. آن گاه، ادله ای را ارائه می کند که نشان می دهند، حیوانات دارای حقوق هستند و نظریاتی را که انسان ها را از امتیاز اخلاقی بر سایر حیوانات برخوردار می دانند، مورد بحث قرار داده، رد می کند. انسجام منطقی مستدعی است که سایر حیوانات هم، درست همانند انسان ها، از حقوق اساسی ویژه ای برخوردار باشند. از سوی دیگر، ار. جی. فری معتقد است که استفاده از حیوانات برای برخی اهداف تحقیقاتی مجاز است. وی در مقاله «حیوانات و استفاده آنان در پزشکی»، دیدگاهی را می پذیرد که میان دو دیدگاه قرار دارد: دیدگاهی مبتنی بر حقوق حیوانات که هرگونه تجربه بر روی حیوانات را ممنوع می داند و دیدگاهی «اباحه آمیز» که جز استفاده بی جهت و ظالمانه، هر گونه استفاده ای را از حیوانات مجاز می داند. فری در مقابل دیدگاه نخست، چنین استدلال می کند که صاحب حقوق دانستن حیوانات، موجب مصونیت آنها از استفاده تجربی خواهد شد و هنگامی که این مصونیت را با مدعیاتی افراطی همراه کنیم، دیگر هیچ گونه دفاعی از تحقیقات حیوانی ممکن نخواهد بود. حقوق آنها، هر گونه استناد به منفعت بالقوه انسانی را هر اندازه که عظیم باشد، از همان آغاز منقطع می سازد. در مقابل دیدگاه «اباحه آمیز» نیز چنین استدلال می کند که ما به زحمت می توانیم، تحمیل رنج بر حیوانات را، به ویژه به این دلیل که به درستی آنها را موجوداتی اخلاقی می دانیم، توجیه کنیم؛ اما چنین نیست که همه موجودات زنده از ارزش اخلاقی یکسانی برخوردار باشند. اگر آزمایش بر روی موجودات زنده، برای توسعه رفاه انسان ها ضروری باشد، باید زندگی کم ارزش تر را، به سود زندگی با ارزش تر، مصرف کنیم. چنان که در میان موجوداتی از یک نوع نیز ممکن است، زندگی های بهتر و بدتر وجود داشته باشد؛ از این رو هم چنین می توانیم بگوییم که زندگی یک انسان بالغ، بسیار ارزشمندتر از زندگی یک حیوان است، چرا که یک انسان استعدادهای بیشتری برای خود شکوفایی دارد. بنا بر این، باید زندگی غنی تری داشته باشد. فری به طور خاص بر این نکته متمرکز می شود که چگونه فاعلیت انسانی، به یک زندگی ارزش اخلاقی می افزاید و سپس دو تقریر از اخلاق اجتماعی را مطرح می سازد و روش خود را در تعیین اینکه چگونه و تا چه اندازه، حیوانات به لحاظ اخلاقی، قابل ملاحظه هستند، به کار می گیرد. لوییس پی. پویمن، در مقاله «دفاعی از عقوبت مرگ»، هم استدلال های آینده نگر و هم استدلال های گذشته نگر را به کار می گیرد. استدلال های آینده نگر بیان می کنند که مجازات اعدام، مانع از قتل عمد شده، در مجموع و در بلند مدت، به تضمین بهترین پیامدها کمک می کند. پویمن هم چنین از شواهد مختلفی بحث می کند که نتایج بازدارنده عقوبت مرگ را تایید می کنند. استدلال های گذشته نگر، مجازات را نوعی جریمه مناسب می دانند. این استدلال ها، به هیچ معنای صحیحی، به پیامدهای مذکور استناد نمی جویند، بلکه معتقدند که چون قاتل، شأنیت و اعتبار قربانی را نقض کرده، مستحق مردن است. پویمن در مقام پاسخ به اشکالات چندی راجع به مجازات اعدام، ضمن فرق گذاری میان مجازات و انتقام، در باب چگونگی اقتدار دولت در اعمال مجازات مرگ، توضیحاتی می دهد. وی هم چنین به نگرانی هایی راجع به خطای در حکم و شکایت افراطی، از طرف گروهی که حکم اعدام در میان آنها به اجرا گذاشته می شود، پاسخ می دهد. استفن ناتانسون با این ادعا که «باورهای واقعی و اخلاقی که موید مجازات مرگ هستند، باورهای غلطی هستند»، بیان می کند که نه بازدارندگی و نه مجازات، نمی توانند توجیه گر اعدام باشند. ناتانسون در مقاله «چرا باید به اعدام خاتمه دهیم» می نویسد: بازدارندگی، به تنهایی، توجیه نارسایی است؛ چرا که این توجیه ممکن است، وحشیانه ترین و شدیدترین مجازات ها و حتی کاربرد زور در مورد افراد بی گناه را تجویز کند. استدلال های رایج مبتنی بر «چشم در مقابل چشم» نیز ناکارآمد هستند، چرا که این استدلال ها نیز به منزله تجویز وحشیگری در مقابل وحشیگری هستند. نگرانی ناتانسون این است که چنین استدلال هایی با بسیاری احکام مهم اخلاقی ما ناهماهنگ است؛ در حالی که راهنمایی لازم را در تعیین مجازات مناسب ندارند. در عمل نیز می بینیم که مجازات اعدام به صورت ناعادلانه ای اجرا می شود و این می تواند شاهدی بر ضد تجویز اعدام باشد. به مجازات اعدام رسیدن یا نرسیدن شخص، اغلب به عوامل غیر اخلاقی، نظیر نژاد، طبقه و چگونگی عملکرد وکیل بستگی دارد. ناتانسون در پایان ادعا می کند که تاکید بر مجازات اعدام، موجب تشویق به عدم نگرانی در مورد از دست رفتن زندگی انسان می شود. پیشرفت های تازه پزشکی و تکنولوژیک، شبیه سازی انسان را به پیشامدی جدی مبدل ساخته است. دو نوع فرایند شبیه سازی داریم. شبیه سازی تولیدی انسان، در پی تکثیر کدهای ژنتیک یک انسان در وجود موجودی جدید و مستقل است. شبیه سازی درمانی که پروژه ای است که بسیار کمتر بحث انگیز بوده، با هدف دست یابی به معالجات پزشکی، بر روی انواع سلول های میکروسکوپی متمرکز می شود جرمی ریفکین در مقاله «چرا با شبیه سازی انسان مخالفم»، به معامله کالا گونه با سلول های انسانی، اعتراض می کند و از اینکه برخی فناوری های پیشرفته در عرصه شبیه سازی، ممکن است، به طرز نامعقولی زنان را تشویق کند که به برنامه های درمانی تن دهند، اظهار نگرانی می کند. ریفکین از این می هراسد که استفاده از رویان ها برای اهداف آزمایشی، ما را به برداشت بافت ها از جنین هایی که از نظر هوشی پیشرفته تر هستند، سوق دهد. وی خاطر نشان می سازد که شبیه سازی انسان، در مقابل سنت های دیرپایی که حاملگی را «لحظه ای که کاملاً تسلیم نیروهای بیرون از کنترل خود هستیم» می داند، تاب مقاومت ندارد. رواج چنین تکنولوژی هایی، این تهدید را به دنبال دارد که حاملگی و بچه دار شدن، به «بزرگ ترین تجربه تجاری» تبدیل شود و شرکت ها با تصرف در زندگی و کدهای ژنتیک آن، به طرز ناشایستی سرنوشت تکاملی انسان را در اختیار گیرند. از سوی دیگر، جان هریس از تکنولوژی های شبیه سازی دفاع می کند و اعتراضاتی شبیه اعتراضات ریفکین را پاسخ می دهد؛ این دفاع شامل شبیه سازی تناسلی نیز می شود. هریس در مقاله «نارسایی اشکالات شبیه سازی انسان» اظهار می دارد که اگر توسل به امنیت، محدود کردن چنین فناوری هایی را توجیه کند، ممانعت از دستیابی به هر گونه فناوری تازه یا پروژه پزشکی را نیز توجیه خواهد کرد. منتقدان نگران این هستند که فرزندان شبیه سازی شده، قربانی تمنیات ظالمانه والدین شوند؛ اما چنان که هریس عنوان می دارد، چنین تمنیاتی ممکن است به وسیله استقلال فرزند نوپدید، و موقعیت هایی که در زندگی می یابد، کاملاً جبران شود. منتقدان از پذیرفتن زیان فرزندان کلون شده در اصل و نسب نیز پرهیز می کنند؛ چرا که گزینه دومی که فرا روی چنین فرزندانی است، این است که هرگز به وجود نیایند؛ نه علم ژنتیک، سرنوشتی محتوم است و نه اینکه شبیه سازی تناسلی، تنوع ژنتیک آدمی را کاهش می دهد؛ چرا که مردم تمایل دارند که راه های سنتی تر بچه دار شدن را ترجیح دهند. هریس هشدار می دهد که نباید بدون مجوز لازم، آزادی انسان را محدود کنیم و با فقدان ادله قاطع بر ضد تکنولوژی های شبیه سازی، توجیه ممنوعیت و حرمت آنها توجیه نارسایی است. هریس در مقابل ریفکین استدلال می کند که منع از تعقیب برخی فناوری ها، افراد انسانی را در حال و آینده، در معرض تحمل غیر ضروری دردها و بیماری هایی قرار می دهد که ما می توانستیم، در سایه این فناوری ها آنها را درمان کنیم یا بهبود بخشیم. وی هم چنین نگرانی های ریفکین را در مورد تجارت و سوداگری انسانی، این گونه پاسخ می دهد که باید توجه داشت که مالکیت نسبت به سلول ها، ژن ها و اطلاعات ژنتیک، به منزله مالکیت نسبت به انسان ها نیست. میشل تولی در مقاله «دفاع از قتل ترحّمی فعال و داوطلبانه و خودکشی مشارکتی» می نویسد، قتل ترحمی به معنای «اقدام به قتل یا مجاز شمردن مرگ شخص، به واسطه این تشخیص است که مردم برای او آسان تر از زنده ماندن یا در حال کمای بازگشت ناپذیر به سر بردن بوده، یا دست کم بدتر از آن نیست». تولی ضمن تحلیل و بررسی چند عنوان کلیدی در بحث از قتل ترحمی، در نهایت به تجویز اخلاقی قتل ترحمی فعال و اختیاری می رسد. ممکن است تحت شرایط ویژه ای، اقدام به خودکشی برای یک شخص، موجه باشد و دیگران نیز، مجاز به مساعدت وی در انجام این کار باشند. تولی معتقد است که هرگاه تن دادن به خودکشی، موجه باشد، قتل ترحمی فعال و اختیاری نیز موجه خواهد بود. تولی با ملاحظه اشکالات احتمالی گوناگون، توسل به خدا یا اقتدار دینی را بی فایده می داند و معتقد است که اگر کسی علاقمند به خودکشی باشد و این خودکشی با حقوق هیچ کس درگیر نباشد، مساعدت او در اقدام به خودکشی، اخلاقا مجاز است. قتل ترحمی فعال و اختیاری نیز موجه خواهد بود. تولی با ملاحظه اشکالات احتمالی گوناگون، توسل به خدا یا اقتدار دینی را بی فایده می داند و معتقد است که اگر کسی علاقمند به خودکشی باشد و این خودکشی با حقوق هیچ کس درگیر نباشد، مساعدت او در اقدام به خودکشی، اخلاقا مجاز است. قتل ترحمی فعال اختیاری، باید از لحاظ قانونی نیز مجاز شمرده شود، استدلال های موسوم به شیب خطرناک که علیه قانونی کردن این اقدام مطرح می شوند، معمولاً به صورت ناقص، به جزئیات توجه کرده، با دلایل تجربی تصادم می کنند. تجویز چنین قتلی، مساعدت های تخصصی تری را نیز فراهم آورده، کسانی را که به شدت نیازمند چنین اقدامی هستند، آسوده خواهد کرد. دانیل کالاهان، در مقاله «واقعیتی بر ضد قتل ترحمی» می نویسد: قتل ترحمی با مقولات سنتی جواز قتل، هماهنگ نیست. بسیاری کسانی که دچار رنج می شوند. در مورد خودکشی تردید می کنند و تعداد اندکی از آنها به این تصمیم می رسند. کالاهان معتقد است که از این نکته می توانیم، به یک مطلب قابل توصیه برسیم؛ رنج و درد، لازمه زندگی انسانی است و «هنگامی که انسان با درد مواجه می شود و با مصیبت در می آویزد، زندگی انسانی معنا و حتی شرافتمندی خویش را می یابد». او این اعتقاد را مردود می داند که اصول آزادی و خود اتکایی بتوانند، حمایت از گزینش خاتمه زندگی شخص یا مساعدت وی در انجام این کار را توجیه کنند. کالاهان به خودکشی تحت حمایت پزشک معترض است و از آنجا که در قتل ترحمی، جلب حمایت پزشک لازم است، دیگر نمی توان این عمل را یک عمل خصوصی و محرمانه تلقی کرد. با توسعه دامنه این بحث به قتل های مجاز دیگر، این اقدام به یک رفتار اجتماعی تبدیل خواهد شد و این می تواند ـ پیامدهای خطرناکی داشته باشد: این اقدام با این هنجار دیرینه در تصادم خواهد بود که کسانی که توانایی حفظ حیات مردم را دارند، نباید توانایی خاتمه حیات مردم را در اختیار داشته باشند. کالاهان هم چنین دفاعیه هایی از قتل ترحمی را که می کوشند، تمایز میان قتل ترحمی فعال و انفعالی را منکر شوند، زیر سؤال می برد؛ به علاوه معتقد می شود که حذف موانع قانونی قتل ترحمی، درس آموزی بدی را از طریق تغییر نقش پزشک و ایجاد مشکلات عظیم در پی خواهد داشت. مهم تر اینکه قانونی کردن قتل ترحمی، خواسته های نامتعارف اقلیتی کوچک را که به خطا، منزلت آدمی را ناسازگار با رنج می دانند، به عنوان یک برنامه عمومی، تحکیم می بخشد. دیوید میلر، در مقاله «مهاجرت: بحثی در محدودیت ها»، می پذیرد که آزادی در نقل و انتقال، به وضوح، یکی از حقوق اساسی انسان است؛ اما اینکه آیا چنین حقی به معنای آن است که آدمی حق دارد، هر مکانی را برای انتقال برگزیند، مسئله دیگری است. معمولاً برای محدود کردن برخی آزادی های نقل و انتقال، ادله مهمی وجود دارد؛ اما غالبا چنین محدودیت هایی، مانع هیچ گونه حقی در نقل و انتقال آزادانه نیستند. مادام که افراد به طیف بسنده ای از گزینه ها، در جهت ارضای امیال مهم خود، دسترسی داشته باشند، میل آنها به مهاجرت به مکانی دیگر، مورد حمایت حقوقی قرار نمی گیرد. «حق حیات» می تواند جوامع سیاسی را متقاعد سازد که به اعضای خود اجحاف نکنند؛ اما با فرض تنوع جوامع سیاسی معاصر، چنین حقی به معنای این نیست که افراد بالاترین حق را برای رفتن به هر کشوری دارا باشند. از این رو، بحث از بسیاری جهات وابسته به امری است که میلر آن را عدالت توزیعی می نامد؛ آیا اصول عدالت توزیعی، اصولی هستند که در درون جوامع یا بین جوامع کاربرد دارند؟ اگر عدالت جهانی را تدارک کننده هرگونه دلیل اخلاقی بدانیم، ظاهرا این دلایل، نسبت به الزام در توزیع مساوی هر گونه کالای خاص، قصور دارند. هم چنین باید توجه داشته باشیم که مهاجرت، همواره فرهنگ عمومی یک جامعه را دستخوش تغییر می سازد؛ این در حالی است که مردم بومی جدا به مراقبت از این فرهنگ علاقمند هستند. مهاجرت تأثیرات مهمی نیز در رشد جمعیت به بار می آورد که با توجه به ملاحظات اقتصادی و بوم شناسی، بومیان حق دارند که هجوم مهاجران را محدود کنند. میلر از حقوق پناهندگان در نقل مکان، به هر مکانی که امنیت بیشتری داشته باشد، حمایت می کند؛ اما استقلال دولت ها را در نحوه پذیرش تقاضای پناهندگی موجه می داند. او همان گونه که میل مهاجران به مهاجرت را به رسمیت می شناسد، بر حق قانونی جوامع سیاسی در پذیرش کسانی که پناهنده نیستند، به منظور رسیدن به منافع آجلِ اجازه ورود دادن به خارجیان، صحه می گذارد. چاندران کوکاتاس در مقاله «بحثی در مهاجرت آزاد» از مهاجرت آزاد و بازگشایی مرزها دفاع می کند. او از چرایی علاقه دولت های مختلف نسبت به محدودسازی مهاجرت بحث می کند. علاوه بر دولت های اقتدار گرایی که درصدد محدود کردن مخالفت هایی بر می آیند که اقتدار حکومت را به چالش می کشد، حتی دولت های لیبرال دموکرات نیز ممکن است، دلایل سیاسی و اقتصادی پیچیده ای برای جلوگیری از هجوم مهاجران داشته باشند. کوکاتاس، با اینکه می پذیرد که سیاست مرزهای گشوده، بدون بازنگری در مفهوم دولت مدرن، سیاستی ناممکن است؛ اما به استناد اصول آزادی و انسانیت، از چنین سیاستی حمایت می کند. مهاجرت، اغلب برای انجام وظایف اخلاقی، پیگیری فرصت های اقتصادی، گریز از بی عدالتی، یا تلاش برای اصلاح امور خویش یا خانواده خویش، گذرگاه حساسی است. کوکاتاس ضمن بحث از پیامدهای محتمل مرزهای گشوده، به این نتیجه می رسد که در نهایت، هیچ استدلال اقتصادی قاطعی برای محدودسازی مهاجرت، وجود نخواهد داشت. شاید توسل به ملیت بتواند، دلیلی را بر ضد مرزهای گشوده فراهم سازد؛ هم به این دلیل که مهاجرت، منجر به تضعیف ویژگی فرهنگی ممتاز یک جامعه و نیز تضعیف توانایی بومیان در به رونق رسیدن از طریقی خاص در زندگی می شود، و هم به دلیل اینکه توانایی یک جامعه سیاسی را در اجرای اصول مشترک عدالت اجتماعی، به مخاطره می اندازد؛ اما کوکاتاس، همه این ملاحظات را مخدوش می داند. وی معتقد است که تبادلات فرهنگی، اغلب منافع انسان ها را در پی داشته است و روشن نیست که چرا دولت ملی، باید جایگاه عدالت اجتماعی بوده، اجرای اصول عدالت اجتماعی، مقدم بر ملاحظات انسان گرایانه در کمک به فقرا و انسان های تحت فشار باشد. هر چند ممکن است ملاحظات امنیتی، ما را دچار تردید سازد؛ اما محدودیت های مهاجرت، غالبا به صورت ضعیفی تعیین شده اند و تهدیدات مهمی را برای آزادی فردی ایجاد می کند. در مقاله «حق بر سر ذوق آمدن؛ پورنوگرافی، استقلال، برابری»، آندرو آلتمن از تولید و فروش و به نمایش گذاشتن پورنوگرافی، اعم از اینکه خشونت جنسی به تصویر کشیده شود، حمایت می کند. او این حقوق را، نه به ملاحظات مربوط به گفتمان آزادی، بلکه بیشتر به آنچه آن را استقلال جنسی می خواند، پیوند می دهد. اگر حق داشتن چنین استقلالی، به خوبی ملاحظه شود؛ نه حقی برای اعمال زور بر کسی در انجام رفتارهای جنسی باقی خواهد ماند؛ نه حقی برای فریب دادن کوچک ترها در مواجهه با مسایل جنسی. اما این حق، از افرادی که به دنبال تولید پورنوگرافی یا بهره مندی از آخرین تولیدات آن هستند، حمایت می کند. آنان از این حق برخوردارند؛ هر چند (چنان که اغلب چنین است) در برخی فضایل انسانی ضعیف باشند. آلتمن معتقد است که اگر دلیل قاطعی بر الحاق پورنوگرافی خشن به افعال خشونت آمیز تجسمی وجود داشته باشد، ممکن است بتوان این نوع پورنوگرافی را در معرض ممنوعیت قرار داد؛ اما ادله ای که پورنوگرافی خشن را به عنوان حق استقلال جنسی، قابل حمایت نمی دانند، بسیار بسیار ضعیف هستند. آلتمن در عین حال، به تعلیم و تربیت توسعه یافته، در مورد خشونت جنسی، و نیز پیگرد قانونی شدید و تنبیه جدی تر مرتکبین چنین جرائمی دعوت می کند. برخی منتقدان، ممکن است نگران این مسئله باشند که پورنوگرافی به نگرش هایی دامن بزند که از تنزل مقام زن و انقیاد و سرسپردگی زنان، حمایت می کنند. آلتمن با زیر سوال بردن این ارتباط، خاطرنشان می سازد که لیبرال دموکراسی هایی که از آزادی در تولید و استفاده از پورنوگرافی حمایت می کنند، این استعداد را دارند که جوامعی باشند که بهترین فرصت ها را برای رشد و ترقی اقتصادی و اجتماعی زنان، در اختیار آنان بگذارند. سوزان جی. بریسون، مفهوم حق تولید و استفاده از پورنوگرافی تحقیرآمیز یا خشونت آمیز را مردود اعلام می کند. وی در مقاله «بهایی که می پردازیم، پورنوگرافی و آزار» گزارش مفصلی از سوء استفاده و آزار زنان را که محصول صنعت پورنوگرافی است، ارائه می دهد. وی معتقد است که بسیاری شرکت کنندگان در پورنوگرافی، قابل شناسایی نیستند تا نسبت به این عمل رضایت واقعی بدهند؛ اما حتی اگر آنان رضایت آزادانه ای نسبت به این عمل داشته باشند، شرکت آنان در این صنعت، هنجارهای اجتماعی مربوط به نقش های جنسی را به لحاظ اخلاقی، شدیدا تحت تأثیر قرار خواهد داد. این صنعت به غیر شرکت کنندگان، اعم از زن و مرد، آزار می رساند؛ چرا که گرایشات تبعیض آمیز را آموزش داده و تداوم می بخشد و کسانی را که قبلاً قربانی خشونت جنسی بوده اند، جریحه دارتر می سازد. در واقع، ارتباط پورنوگرافی با انقیاد و تنزل رتبه زنان، امر پیش بینی نشده ای نیست و چنان که بریسون خاطرنشان می سازد، پورنوگرافی به وسیله تصاویری از انقیاد و مذلت (زنان)، موجب تشویق به این امر می شود. بریسون در پایان به این مسئله می پردازد که اگر اساسا، چنان که آلتمن معتقد است، حقی اخلاقی در مورد پورنوگرافی وجود داشته باشد، اعمال چنین حقی، حکایت از گونه ای فساد اخلاقی خواهد داشت. وی، این گونه علیه آلتمن، اقامه دعوا می کند که صدمات بی شمار پورنوگرافی، برای انکار هرگونه حقی در تولید و استفاده از آن کافی است. آمیتای اتزیونی، در مقاله «حدود زندگی خصوصی»، ادعا می کند که در عصر حاضر، قراین اندکی بر هر گونه صدمه به زندگی خصوصی وجود دارد، به ویژه با توجه به اینکه مردم، اغلب از دعاوی مربوط به زندگی خصوصی، عمدا صرف نظر می کنند. او از اینکه چگونه هنجارهای بی پیرایه و غیر رسمی جامعه مدنی، به پرورش رفتار مطلوب می انجامد، بحث می کند. این برنامه غیر رسمی، ممکن است مستلزم محدودیت هایی در زندگی خصوصی باشد؛ اما نظارتی را ایجاب می کند که نیاز به بازرسی های شدید و تحمیل رفتار فردی از سوی دولت را کاهش می دهد. اتزیونی تاکید می کند که با این همه، نه زندگی خصوصی و نه حمایت هایی که از آن صورت می گیرد، در جوامع دموکراتیک امروزی در غرب، رو به افول ننهاده است. تکنولوژی (اغلب به صورت خودکار و بی اینکه توجه ما را جلب کند)، به افزایش حمایت های زندگی خصوصی انجامیده است. سایر ملاک های قانونی تازه، مانند اسناد پزشکی، مالی و پخش تصویری، توجه شهروندان را به زندگی خصوصی مورد حمایت قرار می دهد. اتزیونی مخاطرات افزایش نظارت را در زندگی خصوصی می پذیرد؛ اما معتقد است که ایجاد مؤسسات دموکراتیک، بهترین راه ممانعت از سوء استفاده از افراد، و در نهایت بهترین راه حفظ زندگی خصوصی آنان است. دیوید دی فریدمن در مقاله «مسئله زندگی خصوصی»، از زندگی خصوصی، به عنوان پناهگاهی در مقابل بی عدالتی تحمیل شده از سوی دولت و افراد حقیقی، دفاع می کند. زندگی خصوصی به افراد این اختیار را می دهد که هر مقدار که بخواهند ـ کم یا زیاد ـ رازهای خود را افشا کنند. البته ممکن است، نتیجه چنین رویه ای این باشد که برخی مجرمان، از کیفر مصون بمانند؛ اما با درنظر گرفتن همه جوانب، زندگی خصوصی موجب می شود که هر یک از ما کنترل بیشتری بر زندگی خویش داشته باشیم که این به طور متوسط، اگر نه همواره، منجر به ایجاد یک جهان آزاد خواهد شد. تکنولوژی ـ مخصوصا تکنولوژی کد گزاری ـ توسعه های سودمندی را برای زندگی خصوصی فراهم می آورد که این توسعه ها، بعضا از طریق جبران تأثیرات تکنولوژی هایی که بدون اجازه ما، در پی آگاهی یافتن از برخی اسرارمان هستند، و بعضا از طریق تواناسازی ما، در محافظت از فعالیت های خود از فضولی دولت ها و افراد فضول صورت می گیرد. فریدمن مدعیات اتزیونی را به مواردی مربوط می داند که برخی محدودیت ها برای زندگی خصوصی مطلوب باشد؛ اما مثال هایی که او در ذهن دارد، از چنین مواردی نیستند. آزادی معاشرت، اگر به درستی شناخته شود، همه مشکلات مفروض درباره نیاز به زندگی خصوصی محدود را برطرف می کند و چنان که فریدمن اظهار می دارد ، او و اتزیونی، درباره اینکه دولت های موثق، چه ویژگی هایی باید داشته باشند، با هم اختلاف نظر دارند. جی. بیرد کالیکوت، در مقاله «ارزش ذاتی طبیعت در سیاست جمعی؛ مسئله ای در باب عمل گونه های مخاطره آمیز»، تفاوت های ظریف یک تمایز، میان شیوه های گوناگون بهادادن به طبیعت را تبیین می کند. می توانیم طبیعت را موجودی ذاتا ارزشمند (که فی نفسه ارزشمند است) تلقی کنیم، یا اینکه آن را دارای ارزش ابزاری (صرفا به عنوان یک وسیله و ابزار) بدانیم. کالیکوت، برخلاف برایان نورتن و دیگر پراگماتیست های محیط زیستی، معتقد است که این تمایز، صرفا اهیمت نظری نداشته، بلکه از برخی جهات عملی نیز حایز اهمیت است. وی می نویسد، ارزش ذاتی به قلمرو خاصی از ارزش اشاره دارد که مطالب بسیاری را در مورد نگرش های ما درباره جهان و شناخت نفس خویش در اختیار ما می نهد. این ارزش هنگامی خود را نشان می دهد که همه ارزش های ابزاری یک شخص یا یک شی ء حذف گردد. گاهی ممکن است، مردم نسبت به قبول ارزش ذاتی موجودات غیر انسانی، از خود مقاومت نشان دهند؛ اما در قلمرو بحث جمعی، اغلب در مورد به رسمیت شناختن و نهادینه کردن چنین ارزش خاصی، بحثی آزاد جریان دارد. کالیکوت در پایان، پیش فرض های نظری ارزش ذاتی طبیعت را در عمل گونه های مخاطره آمیز ایالات متحده، در سال 1973 توضیح می دهد. برایان جی. نورتن در مقاله «ارزش ها در طبیعت: رهیافتی پلورالیستی»، از این بحث می کند که چگونه عمدتا نویسندگان مقالات و آثار محیط زیستی، از طریق نظریه ای در باب ارزش که خود دارای پیش فرض های مفروض و متوقع است، به نظام مند کردن ارزش های محیط زیستی می پردازند. برخی نویسندگان، نظریه های مربوط به ارزش محیط زیست را در خدمت دیدگاه متافیزیکی خاصی درباره جهان قرار داده اند (به نظر نورتن، برخی آثار منتشر شده کالیکوت، گواهی بر این رهیافت هستند). برخی دیگر، بر ملاحظات معرفت شناسانه پای می فشارند، و تاکید می کنند که نظریه مربوط به ارزش های محیط زیست، باید زمینه ساز توجیه مدعیات ارزشی باشد. و در همین حال، سایر نویسندگان، نظریه های مربوط به ارزش محیط زیست را با ارجاع به تاثیرات ویژه عملی آنها نظام سازی و ارزیابی می کنند که این امر، نه تنها به سهولت کاربرد یک نظریه، بلکه به چگونگی راهگشا بودن آن برای حل مناقشات محیط زیستی در یک گفت و گوی سازنده جمعی، باز می گردد. نورتن رهیافت های عمل گروانه را بر رهیافت های متافیزیکی کهن ترجیح می دهد؛ نظریات عمل گروانه در باب ارزش های محیط زیستی، به این تحول ستودنی در مورد تفکر ما درباره ارزش های طبیعی، مجال بروز می دهد که دیگر به جای اینکه این ارزش ها را اموری انتزاعی تلقی کنیم، آنها را نیرویی پرتوان بدانیم که در سایه دانش عمل محور مدیریت محیط زیستی به دست می آید. نورتن در مورد استحکام نظری تفاسیر متغیر از ارزش ذاتی که توسط نظریه پردازانی مانند کالیکوت و هولمز رولستون سوم مطرح می شود، تردید دارد. از نظر وی، اشکال این هر دو، تفسیر آن است که نه کسانی را که طبیعت را فاقد ارزش ذاتی می دانند، متقاعد می کند، و نه بنیان های سازنده ای را برای جهت دهی گفتمان غالب، به سمت حفظ محیط زیست، سامان می دهد. در عوض، نورتن از نوعی پلورالیسم تجربی دفاع می کند که در آن ارزش های متفاوت به رسمیت شناخته شده، افراد به بحث های مربوط به ارزش های محیط زیست، کشیده می شوند؛ به اعتقاد او این رهیافت، به بهترین وجه، جایگاهی عقلانی برای ارزش های متفاوت فراهم می آورد. کریستوفر هیت ولمن، در مقاله «رهایی از قحطی: وظایفی که نسبت به دیگران داریم»، استدلال می کند که انسان نسبت به نجات کسانی که در نیاز شدید به سر می برند، وظیفه اخلاقی دارد. البته این وظیفه در جایی است که این اقدام هزینه نامعقولی را برای او در پی نداشته باشد. ولمن متوجه این نکته هست که مسئولیت نزدیکان و عزیزان در این نجات، لزوما بر مسئولیت دیگران مقدم نیست. با این همه، اگر کسی میان اینکه مبالغی را برای تأمین امور پیش پا افتاده هزینه کند یا اینکه اقدام کوچکی برای نجات دیگران انجام دهد، بخواهد دست به انتخاب بزند، واضح است که وظیفه نسبت به نجات دیگران، تقدم دارد. در صورتی که انسان بتواند اقدامی در جهت رفع اضطرار انجام داده یا دیگران را به این اقدام تشویق کند، نزدیکی به موقعیت اضطرار، از نظر اخلاقی موضوعیت ندارد. همان گونه که نسبت به نجات جان کودکانی که در پیش چشمان ما زنده به گور می شوند، وظیفه داریم، نسبت به رهایی قحطی زدگان نیز وظیفه داریم که مبالغ ناچیزی از درآمدهای خود را هزینه کنیم. در واقع، مردمان نیازمند، گاه بر کسانی که می توانند بدون تحمل زحمت نامعقول به کمک آنان بشتابند، «حقوق مددکاری» در نجات خواهند داشت. رسانه های جدید، چنان اطلاعات ما را از اوضاع دوردست خود افزایش داده اند که افرادی که نخواهند مختصری از هزینه های خود را به آسایش قحطی زدگان اختصاص دهند، اغلب به لحاظ اخلاقی، با کسانی که از نجات جان کودکانی که در پیش پایشان غرق یا زنده به گور می شوند، خودداری می ورزند، تفاوتی نخواهند داشت. مسئولیت ما در اختصاص این کمک ناچیز خلاصه نمی شود، بلکه باید بکوشیم که خود را از مؤسسات غیر عادلانه، به ویژه آنها که به ما سود می رسانند، جدا کنیم. به اعتقاد ولمن، بخشی از دارایی ما از ناحیه نظام اقتصادی تامین می شود که منابع طبیعی را که ظالمانه و با فشار دولت های خارجی خریداری شده، به کار می گیرند، همین دولت ها شرایط سیاسی را به گونه ای رقم می زنند که نقش به سزایی در فقر و گرسنگی جهانی دارد. آندرو آی. کوهن در مقاله «فضیلت انسان و خلاصی از قحطی»، مدعی است که تنظیر به غرق شدن و خفه شدن کودکان در پیش چشمان ما، نمی تواند گویای عمق مسئولیت ما نسبت به فروکاهی فقر جهانی باشد. فقر و گرسنگی، مسئله بسیار سختی است که به ریشه یابی و ارائه راه حل های متفاوت نیاز دارد. البته این ریشه یابی اغلب، در مورد موقعیت های ناگوار اضطراری که ناگهان با آن مواجه می شویم، مناسب نیست. آن گاه کوهن، جایگاه خیرخواهی و احسان را در یک زندگی نیک، تبیین می کند. به نظر او افراد نیازمند، مجالی حفاظت شده برای نیکوکار نبودن هستند تا فرصت بهتری را برای تحصیل و توسعه فضیلت نیکوکاری در وجود خود بیابند. نمی توان نیکوکاری را تحمیل کرد. کوهن در مورد منابع کم یابی که نیکوکاران می توانند آنها را در موقعیت های مشابه گوناگونی به مصرف برسانند، حقی برای خطا کردن را به صورت محدود به رسمیت می شناسد. چنین حقی برای دادن مجال فضیلت مند شدن به افراد، مهم است. همچنان که وجود تعداد اندکی از نیازمندان در مدت طولانی برای به حداکثر رسیدن این مجال اهمیت دارد. کوهن از مشکلات چندی درباره تحمیل وظایف ایجابی در اعانه نیازمندان، بحث می کند. چنین تحمیلی با سایر فضایل اخلاقی در تعارض است. ارضای سایر خواسته های بجای اخلاقی را به مخاطره می اندازد، فضیلت شخصی را مانع می شود، اغلب به طرز خطرناکی، در فروکاستن گرسنگی، بی تاثیر است. وی یادآور می شود که انسان های مسئول، نه تنها در مورد بهترین راه ارضای نیاز، بلکه در مورد ماهیت زندگی خوب و مناسب ترین شیوه تلاش برای آن، با هم اختلاف نظر دارند. آزادی در انتخاب نحوه زندگی، باید بر اهداف و نظرات افراد فضول و مستبدی که مدعی اند، چگونگی تخصیص منابع گران بهای زندگی ما را بهتر از ما می دانند، برتری داشته باشد. مدعای دیگر کوهن این است که یک زندگی خوب اخلاقی از کانال های مختلفی در معرض مطالبات اخلاقی است و نیازمندی های انسان های دوردست، تنها یکی از این مطالبات احتمالی است که فرصت و امکانات مالی را طلب می کند. بهترین راه مساعدت ما غربیان به نیازمندان این است که برنامه های گمراه کننده و نادرست نجات را قطع کنیم، حمایت های مالی دولت را که ثروت ها را به صورت ناعادلانه ای حیف و میل می کند، خاتمه دهیم و تجارت را با نظارت مردم انجام دهیم. منبع:پگاه حوزه1385


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع یادواره معلم اخلاق شهید موسی الرضا مقیسه | لینک ثابت

اخلاق سیاسی را رعایت کنیم

گرچه هنوز زمان زیادی تا انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی است اما سپهر سیاسی کشورمان، از هم اکنون و به گونه ای آشکار تحت تاثیر انتخابات آتی قرار گرفته است.
از برکات این استقبال زود هنگام می توان به این مسئله اشاره کرد که کاندیداهای احتمالی و حامیان آنها از زمان قابل توجهی برای بیان دیدگاه ها و برنامه های خود در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، سیاست خارجی و غیره برخوردارند و این رهیافت قطعا به شفافیت عرصه سیاسی و تصمیم گیری آگاهانه تر افکار عمومی خواهد انجامید.
با این وجود اما اخیرا شاهد هستیم که معرفی برخی چهره های شناخته شده به عنوان نامزدهای احتمالی، اغلب با بحث های حاشیه ای ناخوشایندی همراه شده است; به گونه ای که نه تنها ذره ای بر نشاط سیاسی و شور و شوق انتخاباتی نمی افزاید بلکه در نهایت، به چیزی جز کدورت های شخصی و داغ شدن بازار تکذیب های پیاپی و بی حاصل و همچنین فرسایشی شدن بحث های مربوط به انتخابات آینده نخواهد انجامید.
این پدیده که اغلب از آن با عنوان «بد اخلاقی های انتخاباتی» یاد می شود، البته اتفاق جدیدی در ساحت سیاسی کشورمان نیست و از این رو، در جریان انتخابات مجلس هشتم در زمستان گذشته و به کوشش نهادهایی همچون وزارت کشور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صداوسیما، «منشور اخلاقی انتخابات» تهیه و تدوین شد اما در لا به لای خبرهای گوناگون، چندان مورد توجه قرار نگرفت. منشوری که اگرچه اهداف شایسته ای همچون برگزاری انتخابات سالم و قانونی، ارائه یک الگوی خوب رقابت های سیاسی و فرهنگ سازی را به عنوان اساسی ترین اهداف خود تعیین کرده است اما ظاهرا هنوز تا پایبندی به موازین اخلاقی در رقابت های سیاسی، به تمرین و ممارست بیشتری نیازمندیم.
از این رو به نظر می رسد که تدوین این منشور اخلاقی را نمی توان به مثابه پایانی بر بد اخلاقی های انتخاباتی تلقی کرد. به عنوان مثال، اخیرا بحث هایی درباره رد صلاحیت سیدمحمد خاتمی در صورت حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم شکل گرفته است.
هرچند خاتمی هنوز اظهار نظر صریحی در این باره نداشته اما طرح اینگونه بحث ها نه تنها نوعی تعیین تکلیف برای یکی از تاثیرگذارترین نهادهای موجود در قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی است که وظیفه بررسی صلاحیت ها را بر عهده دارد، بلکه علاوه بر این، زیر سوال بردن صلاحیت و شایستگی روحانی ای است که برای مدت هشت سال و با پشتوانه رای مستقیم مردم، مسئولیت ریاست جمهوری کشورمان را به عهده داشته است.
ناگفته پیداست که در پاتولوژی (آسیب شناسی) جنبش اصلاحات و سرنوشت آن، می توان انتقادهایی را داشت چه رئیس دولت اصلا حات خود مجدانه از انتقاد و فرهنگ نقدپذیری استقبال کرده است اما همان گونه که توهین رییس دانشگاه کلمبیا به رییس دولت نهم، از طرف تمامی جناح های سیاسی (حتی منتقدان این دولت) محکوم شد، تخریب رییس جمهور سابق و حتی نادیده گرفتن منزلت خاتمی در قامت یک «روحانی»، با هیچ معیار اخلاقی و دینی سازگار نیست. براستی این آب به کدام آسیاب ریخته می شود؟
از سوی دیگر، خرج کردن از کیسه نهادهایی که مسوول بررسی صلاحیت ها و برگزاری انتخاباتی سالم و قانونی هستند، قطعا به چیزی جز تضعیف همان نهادها نخواهد انجامید.
افکار عمومی نیز تفاوت دیدگاه ها و ماحصل عملکردها را هوشمندانه به نظاره نشسته است. آیا به راستی شایسته نیست که ضمن پایبندی به قانون اساسی و رعایت اخلاق سیاسی، امکان حضور دیدگاه های مختلف را در عرصه انتخابات فراهم آوریم و قضاوت نهایی را نیز به مردم واگذار کنیم؟

نویسنده : یوحنا نجدی

 منبع: http://www.aftab.ir/news/2008/sep/02/c1c1220353577_politics_iran_politic.php


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

انتشار کتاب" اخلاق حرفه ای در تمدن ایران و اسلام "توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی

انتشار کتاب

" اخلاق حرفه ای "

 در تمدن ایران و اسلام

اثر ارزشمند

 استاد بزرگوار 

دکتر احد فرامزقراملکی 

 توسط

پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی

وزارت علوم و تحقیقات و فناوری

طرح جلد: سعید زاشکانی

صفحه آرائی: مرضیه سکندری

چاپ:جمالی

لیتوگرافی :تارنگ

تعدادصفحات: ۷۱۵

قیمت- ۹۰۰۰۰ ریال

نشانی : خ پاسداران- خ شهید مومن نژاد(گلستان یکم) شماره ۱۵

تلفن : ۲۲۵۷۰۷۷۷


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

همایش "اخلاق حرفه‌ای در تمدن ایران و اسلام" برگزار می‌شود

همایش ملی "اخلاق حرفه‌ای در تمدن ایران و اسلام" از سوی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری برگزار می شود.

به گزارش مهر، مسائل اخلاقی، زمینه های اخلاق حرفه ای  و همچنین حوزه های تمدنی و تاریخی ایران و اسلام محورهای کلی این همایش هستند.
مسئولیتهای اخلاقی در قبال جامعه و منافع عمومی، امانتداری در قبال اموال عمومی دولتی و خصوصی، مسئولیتهای اخلاقی در قبال کارکنان، اخلاق در مالکیت معنویت و مدیرت آموزش و پژوهش نیز محورها و موضوعات فرعی پیش بینی شده برای همایش فوق هستند.
اخلاق حرفه ای پس از دوره صفویه تا معاصر، اخلاق حرفه ای تا پایان دوره عباسی، قضا و دادگستری، اخلاق حرفه ای در قرآن و سنت، اخلاق حرفه ای در صدر اسلام و اخلاق حرفه ای در علوم و متون اسلامی برخی دیگر از مباحث پیش بینی شده برای همایش "اخلاق حرفه ای در تمدن ایران و اسلام" عنوان شده اند.

مکان برگزاری: تهران، تقاطع خیابان شهید مطهری با خیابان شهید مفتح، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، تالار شهید مفتح
زمان برگزاری: دوشنبه 30/2/1387


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

فراخوان ارائه مقالات به "همایش نقد کاستی در اخلاق در رسانه" از سوی نشریه کتاب نقد

فراخوان ارائه مقالات بهفراخوان ارائه مقالات به همایش نقد کاستی در اخلاق در رسانه

" همایش نقد کاستی در اخلاق در رسانه"

فراخوان ارائه مقالات به همایش نقد کاستی های اخلاق در رسانه از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اعلام شد.
این همایش از سوی نشریه کتاب نقد در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی امسال همزمان با روزخبرنگار هفدهم مرداد ماه برگزار می شود.
در فراخوان مقالات همایش نقد کاستی های اخلاق در رسانه 28 محور برای ارائه آثار اعلام شده است. بزرگ نمایی افراد و وقایع، استفاده ابزاری از چهره ها (زنان و هنرپیشگان)، ایجاد هیاهوی باطل در رسانه، تجمل گرایی، سکولاریزم، مصرف گرایی، تحریف اقوال، تفسیر به رأی، دروغ و شایعه، جنگ روانی، ترهیب و ترغیب نابه جا از محورهای ارائه مقالات است.
همچنین از دیگر موضوعات این همایش می توان به نسبی گرایی اخلاق در رسانه، بی هویتی، سرقت خبری و علمی آثار و مقالات در رسانه، بی ثباتی در تفکر (تزلزل)، مادی گرایی و روند تجاری رسانه، افسار گسیختگی در دفع افسد به فاسد، غرب زدگی، تقلید گروی، استهزاء و تمسخر (افراد و قومیت های ملی)، استفاده از ادبیات سخیف، ادبیات نادرست دینی، شیوه های نادرست تبلیغ دین، افشای اسرار و حریم خصوصی افراد، کتمان حقایق، عوامل قانونی کاستی های اخلاقی در رسانه، عوامل فرهنگی کاستی های اخلاقی در رسانه و تاثیر فقدان یا ضعف نظام نظارتی بر رسانه اشاره نمود.
بنابر فراخوان مقالات همایش نقد کاستی های اخلاق در رسانه، مقالات به صورت تایپ شده در 15 صفحه حداکثر تا نیمه خرداد ماه سال جاری به دبیرخانه همایش واقع در تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، صندوق پستی 444 ـ 13145 ارسال شود. علاقه مندان جهت کسب اطلاعات تکمیلی درباره همایش یا ارائه مقاله می توانند با دفتر نشریه کتاب نقد 88531246 تماس حاصل نمایند.
مقالات برگزیده این همایش در شماره ویژه فصلنامه انتقادی، فکری و فرهنگی کتاب نقد به چاپ رسیده و تعدادی از مقالات نیز در روز همایش ارائه خواهد شد.


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

انتشار کتاب " اخلاق كاربردى " چالش‌ها و كاوش‌هاى نوين در اخلاق عملى توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلام

انتشار کتاب " اخلاق كاربردى " اخلاق کاربردی- انتشار کتاب " اخلاق كاربردى " توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى

چالش‌ها و كاوش‌هاى نوين در اخلاق عملى

به کوشش آقایان:

 محمدتقى اسلامى، احمد دبيرى، مهدى عليزاده

 توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى

پيش‌گفتار
امروزه دانشمندان علوم انسانى اقبال چشم‌گير و روزافزونى به دانش اخلاق و مسائل مربوط به آن نشان مى‌دهند. ماهيت چالش‌خيز و همآوردطلب مباحث نوين اخلاق، توجه انديشمندان، پژوهشگران و حتى عموم اهل مطالعه را به طيف مباحث مطرح در حوزه اخلاق كاربردى جلب كرده است.
اگر اخلاق هنجارى به شناسايى معيار فعل اخلاقى، و تدوين نظريه‌هاى الزام و ارزش مى‌پردازد و فرااخلاق با طرح موضوعاتى بنيادين در باب معنا و توجيه مفاهيم و گزاره‌هاى اخلاقى، به حل مسائل عرصه معرفت اخلاقى اهتمام نشان مى‌دهد و سرانجام تربيت اخلاقى به تبيين قوانين درونى‌سازى ارزش‌هاى اخلاقى و رشد اخلاقى نظر دارد، اخلاق كاربردى از سويى مترصد كشف تازه‌ترين موضوعات و عناوين مطرح و يا قابل طرح در عرصه‌هاى عينى و عملى اخلاق است و از سوى ديگر دانش و انديشه عالمان اخلاق را به ارائه راه‌حل‌هايى براى گره‌هاى كهنه و نو و تعارضات اخلاقى فرامى‌خواند. از اين رو تازگى بخشى از مسائل اين حوزه و چالشى بودن بخشى ديگر از آن‌ها جذابيت مباحث اين حوزه را دوچندان كرده است.
اثر حاضر كه در واقع پيش‌درآمدى است بر روزآمدترين و برجسته‌ترين مباحث اخلاق كاربردى، به دو منظور نگارش يافته است:
يكمـ آشناسازى هرچه بيشتر جامعه علمى و فرهنگى ايران اسلامى با حال و هواى مباحث اين رشته;
دومـ گشودن باب تأملات و تفكرات اسلامى و بومى‌سازى علم در اين موضوعات.
بدين‌ترتيب اين كتاب را بايد فراخوان محققان و عالمان مسلمان به شمار آورد تا با دقت‌ها و نكته‌سنجى‌هاى خود و از رهگذر مطالعه اجتهادى قرآن و سنت جاى خالى تفكرات ناب اسلامى و شيعى را در محافل علمى جهانى پر كنند.
در اين مقدمه لازم است نكاتى را درباره ويژگى‌هاى بخش‌ها و فصول كتاب و فرايند تدوين آنها متذكر شويم:
1. فرايند تدوين فصول كتاب به اين ترتيب بوده است:
الف) چندين مقاله در يك موضوع تندخوانى و گزارش شده و مقاله يا مقاله‌هاى برتر براى ترجمه كامل انتخاب شده است;
ب) پس از ترجمه مقاله، متن به مباحثه گروهى گذاشته شده است;
پ) پس از مباحثه گروهى و ابهام‌زدايى از ترجمه به منظور غنى‌سازى محتواى فصول، مطالب مهم از منابع ديگر شناسايى، ترجمه و به متن افزوده شده است;
ت) مطالب فصل با نظر اعضاى گروه سازمان‌دهى نهايى و بعضاً با امانت تقرير مجدد شده است.
2. مآخذ و منابع كليه بخش‌ها و فصول كتاب، عمدتاً (هشتاد تا صددرصد) انگليسى است و تنها منابع فصل سوم (اخلاق محيط زيست) و بحث فمينيسم اخلاقى در فصل هشتم (حقوق اخلاقى انسان) عمدتاً (هشتاد تا نود درصد) فارسى است. نيمى از مآخذ فصل دوم (اخلاق پزشكى) را نيز منابع داخلى يا ترجمه شده تشكيل مى‌دهد.
3. اكثر مطالب مربوط به دو سرفصل «اخلاق كاربردى به مثابه حوزه‌اى ميان رشته‌اى» و «عناوين و موضوعات اخلاق كاربردى» ابتكارى و فرآورده تأملات و هم‌انديشى‌ها و رايزنى‌هاى مؤلفان است و متأسفانه منابع ـ اعم از كتاب‌ها، مقالات و سايت‌ها ـ در اين زمينه فقير و ضعيف‌اند. اميد كه با
نقد علمى دانشوران ارجمند، اين مشق پرمشقت و املاى نخست تصحيح و تكميل شود.
4. ترتيب فصول بخش دوم برپايه دو شاخص: الفـ اولويت‌هاى اسلامى و ملى; بـ تقدم تاريخى و درجه اهميت اجتماعى آن‌ها سامان پذيرفته است. از اين رو اخلاق آموزش و پرورش به دليل تقدم و اولويتى كه اين نهاد فرهنگى از نظرگاه اسلامى داشته در فصل نخست جاى گرفته و اخلاق پزشكى و اخلاق محيط زيست به لحاظ ديرينگى تاريخى‌شان، فصل‌هاى دوم و سوم را به خود اختصاص داده‌اند. فصول هشتگانه بعدى نيز با عنايت به گستردگى و ابتلا و ميزان اهميت اجتماعى آن‌ها آرايش يافته‌اند.
5. هدف اين كتاب به شكل عمده آشناسازى جامعه علمى كشور با سطح مباحث اخلاق كاربردى در غرب بوده و از اين رو به طرح ديدگاه‌هاى اسلامى نپرداخته‌ايم. تنها در بخش اول، قسمت تاريخچه و قسمت‌هايى از فصل اول و فصل يازدهم از بخش دوم به مواضع يا منابع اسلامى اشاراتى رفته است.
6. در تأليف همه فصول از منابع متعدد استفاده شده و تنها در دو فصل اخلاق حرفه‌اى و اخلاق تجارت به يك منبع اكتفا شده است و بدين‌ترتيب اين دو فصل، از ميان ساير فصول كتاب، ترجمه به شمار مى‌آيند نه تأليف.
7. مطالب كليه فصول و زيربخش‌هاى آن‌ها مستقيماً به حوزه مباحث اخلاق كاربردى تعلق دارد، به استثناى يكى از زيرفصل‌هاى اخلاق زيست‌پزشكى يعنى مبحث خدايى كردن كه از پى‌آمدهاى كلامى مباحثات جارى در اخلاق كاربردى است كه گروه تصميم گرفت براى آشنايى مخاطبان گرامى با پى‌آمدهايى از اين دست، متن نمونه‌اى را در كتاب بياورد.
8. پاره‌اى از فصول كتاب از پيچيدگى‌هاى محتوايى و گاه قلمى برخوردار است كه براى به‌فهمى نيازمند دوباره‌خوانى يا هم‌انديشى و مذاكره علمى است. اخلاق آموزش و پرورش، خدايى كردن، اخلاق مديريت، اخلاق تجارت و سرانجام اخلاق رسانه از اين دسته به شمار مى‌آيند.
تيم اخلاق كاربردى گروه اخلاق و تربيت اميدوار است كه اثر حاضر خدمت كوچكى به جامعه علمى و پژوهشى كشور به شمار آيد و از همه دانشوران و همكارانى كه ما را در اين راه مدد رسانده‌اند، سپاسگزار است و رهنمودها و انتقادات ارباب انديشه اخلاقى را تمنا دارد.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين
محمدتقى اسلامى، احمد دبيرى، مهدى عليزاده

متن پشت جلد کتاب
در آغاز هزاره سوم ظهور فن‌آوری نوین در عرصه‌هایی مانند اطلاعات، پزشکی، آموزش، تجارت و جنگ از یک‌سو، درهم ریختگی مرزهای فرهنگی و هویت‌های ملی در کشاکش چالش با فرایند جهانی شدن از دیگر سو و ظهور انسان تک‌ساحتی، خانواده‌های هسته‌ای، کلان شهرها، گسست نسل‌ها، دولت الکترونیک، جوامع شبکه‌ای و شکل‌گیری نهضت‌هایی چون محیط زیست‌گرایی، فمینیسم اخلاقی، معنویت‌های سکولار و دیانت‌های ساخت‌زدایی شده، جملگی زندگی معاصر را با مسائل پیچیده‌ای روبه‌رو کرده و در تطبیق معیارهای اخلاقی و تشخیص عملکرد درست و زندگی خوب به چالش کشیده است.
تأسیس رشته جدیدی در مطالعات اخلاقی به نام اخلاق کاربردی بازتاب پیدایی این عرصه‌های نوین و بروز آن معضلات تازه است.

 


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

حقوق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران منتشر شد

حقوق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران منتشر شد

 

كتاب حقوق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران كار مشترك دكتر كاظم معتمدنژاد و دكتر رؤيا معتمدنژاد كه نخستين كتاب در باره حقوق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران است، منتشر شددكتر كاظم معتمدنژاد

حقوق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران، شمارگان: 2000 نسخه/ قيمت: 2800 تومان/ تعداد صفحات: 447/ سال نشر: 1386/ قطع: رقعي/ ناشر: دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها/ پخش: دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها و دستان، شابك:0-03-9934-964

كتاب حقوق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران كار مشترك دكتر كاظم معتمدنژاد و دكتر رؤيا معتمدنژاد كه نخستين كتاب در باره حقوق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران است، در بيستمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران , غرفه دفتر مطالعات و توسعه رسانه ارايه مي شود. حقوق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران منتشر شد

 

روابط عمومي دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها به نقل از فاطمه كيهان, مدير انتشارات اعلام كرد: در اين نمايشگاه كتاب ياد شده به همراه ديگر كتاب هاي جديد و همچنين تمامي كتاب هاي منتشره دفتر مطالعات به علاقه مندان و پژوهشگران عرضه خواهد شد.

كيهان درباره محتواي كتاب جديد دكتر معتمد نژاد گفت: كتاب شامل پيش‌گفتار، مقدمه و چهار فصل است.
در انتهاي پيش‌گفتار آمده است كه اين كتاب در واقع مكمل كتاب قبلي مؤلف ( حقوق مطبوعات) است و مانند آن كتاب، نخستين اثر چاپي به زبان فارسي درباره يك زمينه تخصصي ديگر «حقوق ارتباطات جمعي»، به شمار مي‌رود

عناوين چهار فصل كتاب همرا ه با زير بخش هاي هر يك از فصول به شرح زير است:
فصل يكم. تشكل‌ها و سازمان‌هاي حرفه‌اي روزنامه‌نگاران با چهار بخش:
1.
سازماندهي و نظام‌مندسازي حرفه روزنامه‌نگاري در كشورهاي غربي
2.
فعاليت‌هاي تشكيلاتي روزنامه‌نگاران در دوره پس از انقلاب مشروطيت
3.
تشكيلات مطبوعاتي در دوره پس از كودتاي 28 مرداد 1332
4.
سازمان‌هاي صنفي و حرفه‌اي روزنامه‌نگاران در دوره‌هاي قبل و بعد از انقلاب اسلامي
فصل يكم با مآخذ و پيوست‌هاي 12گانه به پايان مي‌رسد.

فصل دوم. مباني حقوق استقلال حرفه روزنامه‌نگاري با دو بخش:

1. تعريف قانوني روزنامه‌نگار حرفه‌اي
2.
كارت هويت حرفه‌اي روزنامه‌نگار
فصل دوم با مآخذ پايان مي‌يابد.

فصل سوم. مقررات حقوقي اشتغال به حرفه روزنامه‌نگاري با سه بخش:

1. شرايط مادي اشتغال به حرفه روزنامه‌نگاري
2.
شرايط معنوي اشتغال به حرفه روزنامه‌نگاري
3.
انقطاع قرارداد كار روزنامه‌نگاري
پايان بخش اين فصل مآخذ و پيوست‌هاي 4گانه فصل دوم و سوم است.

فصل چهارم. اصول اخلاقي حرفه روزنامه‌نگاري با چهار بخش:

1. شناخت مفاهيم
2.
ريشه‌گيري انديشه ترويج اصول اخلاقي روزنامه‌نگاري
3.
تدوين و تصويب مقررات اخلاقي حرفه روزنامه‌نگاري
4.
پژوهش‌هاي جهاني درباره اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري
در پايان نيز فهرست مآخذ فصل به همراه پيوست‌هاي 6گانه آمده است.

در انتهاي كتاب فهرست منابع و مآخذ فارسي و لاتين را مشاهده خواهيد كرد.
اميد است اين كتاب براي خانواده مطبوعات و ساير رسانه‌هاي همگاني، همچنين محققان ارتباطات و حقوق‌دانان و پژوهشگران در اين حوزه‌ها مفيد واقع شود.

 


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

رؤيت هلال ؛ پدیده ای که می توانست وحدت آفرین باشد.

رؤيت هلال ؛ پدیده ای که می توانست وحدت آفرین باشد

گلبرگی از افکار و نوشته های محمد علی مقیسه

ماه مبارک رمضان، ماه میهمانی خدا رو به پایان است و امسال نیز چون سالهای گذشته،موضوع رویت هلال در آغاز و پایان ماه مبارک رمضان و اول ماه شوال بسیار مهم ، موثر و مورد مناقشه قرار دارد. البته مساله رویت هلال ماه ، بدلیل نسبتی که با مناسک و عبادات ما مسلمانان دارد ، همواره دارای اهمیت فراوان بوده است .

هرچند که محورهای فقهی رویت هلال ،ازجمله رویت هلال با چشم مادی، عدم اعتبار رویت هلال توسط چشم مسلح و فرق بین رویت چشم مادی و چشم مسلح و نیز اعتبار ثبوت ماه قمری توسط حاکم،  از موضوعاتی کاملاً حوزوی است. اما باتوجه به پویایی و توانمندی فقه در پاسخگوئی به نیازهای روز جامعه و نیز بسیط الید بودن دربهره گیری از پیشرفتهای حاصل شده در حوزه های علوم و فناوری،  حضور هدایتگر و دغدغه مند علما و مراجع عظام در عرصه پاسخگوئی به نیازها و رفع شبهات، بیش از پیش ضروری، حساس و سرنوشت ساز است.

 در روزهای پايانی ماه رمضان  1428، گروه های رصدی رؤيت هلال خود را برای رصد هلال شوال آماده می کنند. هرچند که اين هلال بر خلاف هلال رمضان، به لحاظ شرعی چندان اهميت پيدا نمی کند. زيرا روزهای موعد رصد اين هلال ، در غروب روز جمعه 20 مهرماه 1386 برابر با 30 ماه مبارک رمضان است که بدون رؤيت هلال نيز رمضان 30 روزه به پايان خواهد رسيد محمد علی مقیسه

اما به راستی چه باید کرد .... 
آیا برای اینگونه امور امکان هماهنگی و همزمانی باکشورهای مسلمان بویژه کشورهای اسلامی همسایه آن هم در سالی که به نام انسجام اسلامی نامگذاری شده است وجود ندارد؟
درغیر این صورت به نظر می رسد لزوم اطلاع رسانی به موقع رسانه ها و مبلغین جهت توجیه علمی و فقهی پدیده رویت هلال گره گشای جامعه است

هرچند که در خد مقدورات، ایجاد هماهنگی بین دفاتر مراجع و نیز آگاهی حضرات از اقدامات تیمهای سازمان دهی شده جهت رویت هلال در سراسر کشور می تواند در تعیین بهنگام و هماهنگ رویت هلال و از همه مهمتر ایجاد یک وحدت رویه اصولی موثر ونقش آفرین باشد. 


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

شهادت امام علی (علیه السلام)

شهادت امام علی (ع)

شهادت امام علی (علیه السلام)

بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخی از خوارج از جمله عبدالرحمان ابن ملجم مرادی و برک بن عبدالله تمیمی و عمروبن بکر تمیمی در یکی از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونریزیها و جنگهای داخلی را بررسی  و از نهروان و کشتگان خود یاد کردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که باعث این خونریزی  و برادرکشی حضرت علی (ع)، معاویه و عمروعاص
است و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند، مسلمانان تکلیف خود را خواهند دانست . سپس با هم پیمان بستند که هر یک از آنان متعهد کشتن یکی از سه نفر گردد .

ابن ملجم متعهد قتل امام علی (ع) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند . آن شب حضرت علی (ع) در خانه دخترش میهمان و از واقعه صبح با خبر بود، وقتی موضوع را با دخترش در میان گذاشت، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستید .

حضرت علی (ع) فرمود: از قضای الهی نمی توان گریخت . آنگاه کمربند خود را محکم بست و عازم مسجد شد .

ابن ملجم ، در حالیکه حضرت علی (ع) در سجده بود، ضربتی بر فرق مبارک خون از سر حضرتش در محراب جاری شد،  در این حال آن حضرت فرمود " فزت و رب الکعبه " به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم ، سپس آیه 55 سوره طه را تلاوت فرمود " شما را از خاک آفریدیم و در آن بازتان می گردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان می آوریم" .

حضرت علی(ع) در آخرین لحظات زندگی نیز به فکر صلاح و سعادت مردم بود
 
حضرت علی (ع) در آخرین لحظات زندگی نیز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان، بستگان و تمام مسلمانان چنین وصیت فرمود: " شما را به پرهیزکاری  سفارش می کنم و به اینکه کارهای خود را منظم کنید و اینکه همواره در فکر اصلاح بین مسلمانان باشید . یتیمان را فراموش نکنید، حقوق همسایگان را مراعات کنید . قرآن را برنامه عملی خود قرار دهید و نماز را بسیار گرامی بدارید که ستون دین شماست" .

حضرت علی  (ع)  21ماه رمضان به شهادت رسید و در نجف اشرف به خاک شد و مزارش میعادگاه عاشقان حق و حقیقت است .


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

تعهد و پايبندي تمام عیار رزمندگان به ارزشهای اخلاقي در جنگ ، کلید طلائی گمشده ای است که کمتر در جستج

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و هنر : تعهد و پايبندي تمام عیار رزمندگان به ارزشهای اخلاقي در جنگ ، کلید طلائی گمشده ای است که کمتر در جستجوی آن بوده ایم.

محمد علی مقیسه رئیس پژوهشگاه فرهنگ و هنر در جمع اعضای خانه ایثار پژوهشگاه با بیان اینکه دکتر محمد علی مقیسه رئیس پژوهشگاه فرهنگ و هنر مسیر عزت ملت ایران از راهی می گذرد که شهدا طی کرده اند  گفت: تعهد و پايبندي تمام عیار رزمندگان به ارزشهای اخلاقي در جنگ ، کلید طلائی گمشده ای است که کمتر در جستجوی آن بوده ایم.          

وی گفت : بايد از ارزش‌هاي خلق شده در قالبهای مناسب،متنوع ، فراگیر و جذاب و با بهره گیری از علوم و فناوری روز ياد كنيم . بنابراين محوریت فعالیتها بایستی بر روي جذب منطقی مخاطبان و نیز معرفی این ارزشهای افتخار آمیز به نسل امروز و آینده که تشنه فراگیری یکی از برجسته ترین مقاطع تاریخی کشور هستند، كارهاي مؤثري انجام شود.

مقیسه افزود: نهادينه كردن فرهنگ ايثار آينده كشور را تضمين مي‌كند. ولی این کار عظیم با شعار و تلاشهای مقطعی و غیر منسجم تحقق پیدا نمی کند بلکه بایستی بر پایه برنامه ریزیهای منظم و زمان دار، مدلسازیها و الگوهای کاربردی  موثر با مطالعه گسترده در تاریخ و تجارب موفق کشورهای مشابهی که جنگ و آسیبهای آن را تجربه کرده اند صورت پذیرد تا شاید این حرکت مبارک بثمر بنشیند.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و هنر گفت: پاسداری از خون شهدا و تکریم و تجلیل قلبی و خالصانه از خانواده شهدا و یادگاران شهدا و ایثارگران علاوه بر و ظیفه دینی یک تکلیف اخلاقی و ملی است.


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

جشنواره ملى شناخت اخلاق و آداب رضوى در بجنورد برگزار مى شود.

جشنواره ملى شناخت اخلاق و آداب رضوى از بخش‏هاى پنجمين جشنواره فرهنگى هنرى امام رضا (ع) در بجنورد برگزار مى شود.
مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامى خراسان شمالى با اعلام اين خبر اشاعه و ترويج فرهنگ منور رضوى و شناسايى،معرفى و تجليل از پديد آورندگان آثار فرهنگى و هنرى مرتبط با سيره رضوى را از مهمترين اهداف برگزارى اين جشنواره ذكر كرد. محمدرضا سوقندى دو بخش تشكيل شده اين جشنواره را شامل بخش فراخوان مقالات در سه محور اخلاق رضوى، شناخت آداب آن و تاثيرات فرهنگى اخلاق و آداب رضوى و همچنين بخش ويژه با محوريت تاثير اخلاق و آداب رضوى در اتحاد ملى و انسجام اسلامى عنوان نمود.
وى بخش اخلاق رضوى را در فراخوان مقالات شامل اخلاق فردى و اجتماعى، خانوادگى، سياسى و مديريتى ،اقتصادى و معيشتى شناخت فضايل و رذايل اخلاقى در پرتو روايات و سيره امام رضا (ع) و اخلاق حرفهاى و صنفى در سخنان و سيره رضوى برشمرد.
دبير جشنواره ملى شناخت اخلاق و آداب رضوى همچنين موضوعات عبادت، انفاق، مناظرات، معاشرت، زيارت، سفر، مهماندارى ،صحبت و هم نشينى را از جمله محورهاى مقالات در بخش شناخت آداب رضوى عنوان كرد.
وى تاثير اخلاق و آداب رضوى در ساير ملل با تاكيد بر جوامع اسلامى را از مهمترين محور تاثيرات فرهنگى اخلاق و آداب رضوى اين جشنواره دانست و افزود: نمود جلوه‏هاى آداب و اخلاق رضوى در آثار فرهنگى و هنرى هيئت‏هاى مذهبى و زائران، كتب درسى مقاطع مختلف تحصيلى و دانشگاهها و حوزه هاى علميه و تاثير آن در سياست‏ها و برنامه‏ها، مهندسى فرهنگى جهان اسلام و ادبيات و فرهنگ عاميانه را از ديگر موضوعات اين بخش جشنواره است.
مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامى خراسان شمالى از انتشار آثار برگزيده اين جشنواره در خبر داد و تاكيد كرد: آثار مقالات ارسالى به دبيرخانه جشنواره بايد جديدترين اثر با رويكرد كاربردى و بر اساس پژوهش‏هاى علمى با موضوع اخلاق و آداب رضوى باشد.
محمدرضا سوقندى با اذعان بر اين مطلب كه هر شركت كننده مى تواند حداكثر چهار مقاله به دبيرخانه اين جشنواره ارائه دهد، آخرين مهلت ارسال اصل مقالات را 15 مهر ماه سال جارى عنوان كرد.
وى در خاتمه نتيجه بازخوانى مقالات را 30 مهر ماه و مراسم افتتاحيه و اختتاميه اين جشنواره را 22 و 23 آبان ماه اعلام كرد.


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

همايش 'فرااخلاق و معرفت زندگي' آغاز به کار کرد

همايش 'فرا اخلاق و معرفت زندگي' از ديروز نهم شهريور در دانشگاه سيدني استراليا آغاز به کار کرد تا فردا نيز به کار خود با بررسي معرفت اخلاقي در سالهاي اخير ادامه مي‌دهد.

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از منابع اينترنتي، اين همايش در نظر دارد با بررسي معرفت اخلاقي در سالهاي اخير تاثير آن را بر داوري و همچنين فعاليت اخلاقي مورد مطالعه قرار دهد.

طبق برنامه ارائه شده در اين همايش استادان و فيلسوفان برجسته اي همچون بلک برن و پيتر سينگر شرکت دارند و مقالات تحقيقي خود را ارائه خواهند داد.

اين همايش از سوي گروه فلسفه دانشگاه سيدني و با مديريت فيليپ گرانز و ژانت کنت برگزار مي‌شود.


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

برگزاری مراسم تجلیل از قرآن پژوه برجسته استاد محسن قرائتی

فرهنگسرای ابن سینا در قالب طرح تجلیل از عالمان شهر اخلاق مراسم نکوداشت معنوی و اخلاقی  جناب حجت الاسلام و المسلمین استاد محسن قرائتی را روز یکشنبه 11 شهریور ماه برگزار می کند .به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین مراسم تجلیل از عالمان شهر اخلاق به نکوداشت رئیس سازمان نهضت سواد آموزی و ستاد اقامه نماز اختصاص دارد .محسن قرائتی متولد 1324 شهر کاشان است که 14 سالگی وارد حوزه شد . وی پس از گذراندن دروس سطح و خارج از حوزه، اقدام به یادداشت خلاصه مطالعات و مباحث تفسیری خود در مدت 15 سال کرد که نتیجه آن چاپ تفسیر نمونه در 27 جلد است .توحید، عدل، نبوت، امامت، پرتوی از اسرار نماز، تفسیر نماز، راز نماز، هزار و یک نکته از قرآن کریم و تفسیر سوره هایی چون حجرات، لقمان و عنکبوت از جمله تألیفات قرائتی هستند .این مراسم ساعت 19 روز یکشنبه در فرهگسرای ابن سینا واقع در شهرک قدس، فاز یک خیابان ایران زمین برگزار خواهد شد


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

برگزار ی همایش "اخلاقیات در چرخش سده‌ها و هزاره‌ها"

همایش بین‌المللی "اخلاقیات در چرخش سده‌ها و هزاره‌ها" طی روزهای 27 تا 29 شهریور‌ ماه در دانشگاه پرسوف در اسلواکی برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از منابع اینترنتی، این همایش قرار است ارتباط اخلاقیات را با جهان معاصر مورد بررسی قرار دهد.

این همایش بر اساس هفت محور قرار گرفته که عبارتند از: تأمل نظری در باب مسائل اخلاقی معاصر، نظریه‌‌های فلسفی معاصر اخلاقی، مقایسه ‌‌ای میان اخلاقیات امروز و قدیم، اخلاق از منظر جامعه ‌شناسی، روانشناسی، قوم ‌نگاری، الهیات و دیگر رشته‌ها، مسائل اخلاقی در اخلاق کاربردی امروز، مقایسه نظام‌های اخلاقی فرهنگ‌های گوناگون و اخلاق در اسلواکی، اروپا و جهان.

 

این همایش از سوی مؤسسه فلسفه و اخلاق دانشگاه پرسوف در اسلواکی برگزار می شود.

 


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

نخستين نشست «تاريخ فناوري» به همت دانشگاه تربيت مدرس 14 شهريور ماه برگزار مي گردد.

نخستين نشست «تاريخ فناوري» به همت دانشگاه تربيت مدرس 14 شهريور ماه برگزار مي گردد.
دكتر فتح اللهي معاون پژوهشي دانشگاه تربيت مدرس هدف از برگزاري اين نشست را احياي تاريخ فناوري و بازسازي موضوع فناوري در دوره اسلامي عنوان و اين امر را در جهت توسعه و بروز فناوري و ارتباط بين دانشگاه‌‌ها بسيار مهم ارزيابي كرد.
وي با اشاره به فراواني مطالب در حوزه تاريخ علم تصريح كرد: از آنجا که تاکنون تحقيقي در زمينه تاريخ فناوري فعاليت‌هاي مسلمانان انجام نشده است، دانشگاه تربيت مدرس قصد دارد نخستين نشست «تاريخ فناوري» را با حضور متخصصان و كارشناسان اين عرصه برگزار کند.
وي پژوهش را‌ يك امر مداوم و مستمر دانست و افزود: با برگزاري اين نشست «تاريخ فناوري» و جمع آوري اطلاعات کارشناسانه در اين زمينه، تحقيقات حوزه فناوري داراي پشتوانه معرفتي مي‌شوند.
دكتر فتح اللهي در پايان خاطرنشان کرد: با برگزاري اين نشست قصد داريم تمامي ابزارها و دستگاه‌هايي را كه در تمدن اسلامي به وسيله دانشمندان مسلمان ساخته و به مناطق ديگر منتقل شده و مورد بهره برداري قرار گرفته است، شناسايي، جمع آوري و بازسازي کرده تا پشتوانه‌اي براي تحقيقات باشد.
منبع: شبكه خبر دانشجو

 


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

برگزاری همايش بين‌المللی «اخلاق اسلامی


برگزاری همايش بين‌المللی «اخلاق اسلامی»

همايش بين‌المللی «اخلاق اسلامی» توسط دانشگاه معارف اسلامی وابسته به نهاد نمايندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها٬ ارديبهشت‌ 87 در قم برگزار می‌شود.
اين همايش با هدف بهينه‌سازی شيوه‌های آموزش اخلاق دينی و اسلامی و تعميق مباحث علمی اخلاق در دانشگاه و نیز بررسی جايگاه موضوعات جديد اخلاقی در میان دروس دانشگاهی با حضور انديشمندان داخلی و خارجی برگزار خواهد شد.
اخلاق اسلامی(مبانی و مفاهيم)، فلسفه اخلاق(با تكيه بر مفاهيم تربيتی)، آيين زندگی(اخلاق كاربردی)، عرفان عملی در اسلام محورهای کلی این همایش است.
درس اخلاق اسلامى، راه كارهاى جذاب سازى درس اخلاق اسلامى، روش هاى تدريس اخلاق اسلامى، تخصصى شدن درس اخلاق اسلامى متناسب با رشته هاى دانشگاهى، كتاب هاى درسى اخلاق اسلامى در ترازوى نقد (محتوایى، ساختارى و شكلى)، ارزيابى درس اخلاق اسلامى در دانشگاه از گذشته تا به حال (ادوار تاريخى)، آسيب شناسى درس اخلاق اسلامى در دانشگاه، تحليل و بررسى عرفان هاى وارداتى، آسيب‌شناسى درس عرفان عملى در دانشگاه و ... از جمله عناوین ارائه مقالات می باشد.
علاقه‌مندان تا 25 شهریور ماه سال جاری فرصت دارند مقالات خود را به دبیرخانه همایش واقع در قم، خيابان شهدا (صفائيه)، روبروی بانك سپه، پلاك 723، مركز تدوين كتب درسی معارف اسلامی (معاونت پژوهشی دانشگاه معارف اسلامی) و يا پست الكترونيكی info@maarefsite.com ارسال نموده و جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن 7749919 - 0251 تماس حاصل نمایند
.
منبع: خبرگزاری ایکنا

http://www.kanoonandisheh.com/news/public-news/000516.php


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

همایش تابستانی "اخلاق زیستی" از ۲۳ مرداد تا ۴ شهریورماه در آلمان برگزار می شود.

همایش تابستانی "اخلاق زیستی" از ۲۳ مرداد تا ۴ شهریورماه امسال در شهر رین آلمان برگزار می شود. مرکز اخلاق کاربردی که مرکز آن در آلمان است برگزار کننده این همایش است. شرکت کنندگان این همایش بناست پیشرفت علم ژنتیک انسانی، درمانهای ژنتیکی و پژوهشهای مربوط به شبیه سازی را از منظر مباحث و دغدغه های اخلاقی به بررسی نشینند. در این همایش تابستانی همچنین کارگاههایی آموزشی در زمینه حقوق بشر و مضامین مربوط به نسبت علم و مهندسی با اخلاق مورد توجه خواهند بود. لازم به ذکر است که اخلاق زیستی هم اکنون به یکی از پرمناقشه ترین و طبیغتاً زنده ترین بخشهای اخلاق کاربردی تبدیل شده و دلیل این امر هم چیزی جز پژوهشهای جدی ای که در زمنیه مهندسی ژنتیکی و علوم مرتبط با ژنتیک صورت گرفته نیست.همچنین همایشی نیز در باب اخلاق زیستی فروردین ماه امسال به همت یونسکو، مرکز ملی تحقیقات مهندسی ژنتیک و تکنولوژی زیستی و چندین مؤسسه دیگر در تهران برگزار شد.


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت

همایش " فلسفه اخلاق و اخلاق زیستی " از 9 تا 12 خردادماه در کانادا برگزار می‌شود

 

همایش "فلسفه اخلاق و اخلاق زیستی " از 9 تا 12 خردادماه امسال در دانشگاه تورنتوی کانادا برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از منابع اینترنتی مرکز اخلاق زیستی دانشگاه تورنتو برگزارکننده این همایش است.

در این همایش بنا است جدیدترین تحولات فکری و معرفتی در اخلاق زیستی به بحث گذاشته شوند. در این راستا همچنین اخلاق پزشکی مورد توجه است.

 اخلاق پزشکی معروفترین شاخه در اخلاق حرفه ای است که حرف و حدیثهای بسیاری حول و حوش آن جریان دارند.

از اخلاق کاربردی و حرفه ای به عنوان پل واسط میان فلسفه و جهان پرآشوب ما یاد می‌شود.

 


 

نوشته شده توسط بنیاد توسعه اخلاق در ساعت موضوع اخبار و رویدادهای مرتبط | لینک ثابت